همگانی روزمرگی

منم نباید مثل تو خیلی جدی می‌گرفتم.
 
یه جا نوشته بود:
من افتادم تو یه چاه ده متری..
تو واسم یه طنابه سه متری انداختی
بگم نیستی دروغ گفتم
بگم هستی کافی نیست..
 
واقعا همیشه روز های جمعه دلم میگیره همیشه روز های جمعه زود میگذره
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Z A H R A
چی می‌شد یک‌جایی بود می‌شد بدون اینکه کسی صدات‌و بشنوه ساعت ها فقط داد بزنی، تا صدات درنیاد دیگه.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: :)MAHAK
و امشب ماه از من پرسید:
کجاست آدمی که مرا با او قیاس میکردی؟
(وجود خارجی نداره هنوز😂)
 
خدایا می‌دونم خیلی بی معرفتم
در مقابل تموم خوبیات..
هی دارم عهدی که بستم باهات رو می‌شکنم
ولی من به جز تو کسیو ندارما..
تنهام نزار لطفاً..
دوستتت داااارم❤️
 
اولین بار که تو را دیدم
زخمی داشتی که از دیگری بود
من تو را
با زخمهایت دوست داشتم.
#جمال_ثریا


عشق واقعی به نظرم این متنه..
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Z A H R A
دلم به حال پروانه‌ها می‌سوزد،
وقتی چراغ‌ را خاموش می‌کنم!
و به حال خفاش‌ها،
وقتی چراغ را روشن می‌کنم!
نمی‌شود قدمی برداشت،
بدون آن که کسی نرنجد.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Z A H R A
مگه چقدر زنده‌ایم؟
لحظاتی قبل از هر کثافت کاری...😂
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Z A H R A
یکی میگفت افغان ها به همراه مریض میگن نگران.. خیلی قشنگه، مثلا از مریض بپرسن کسی نگرانت هست،نگرانت کجاست؟
 
عقب
بالا پایین