هر کاری کردم که با توجیه "قراره جنگ بشه" مامانم رو از خونهتکونی منصرف کنم نشد که هیچ، از همین امروز هم قراره به عنوان یک برده کنعانی شروع به فعالیتهای نظافتی کنم. کمک😭😭😂
این داستان واقعیه
دوستم تعریف کرد گفت تو تاکسی نشسته بودم
راننده گفته صبح ساعت پنج بیدار شدمCNN گوش دادم ببینم ترامپ چیمیگه
پرسیدم که مگه میفهمی چی میگه؟
راننده جواب داده بود نه ://///😂😂
خویشتنداری من اینجوریه که رسیدم به کتابفروشی و تا اومدم برم تو، با خودم گفتم تا اون هزاران کتابِ نخونده رو تموم نکردی، حق نداری کتاب جدید بخری رد شدم رفتم، کتابفروشی بعدی رو رفتم تو.🤣