یه روز میرن خواستگاری دوماد با چهار دختر مواجه میشه رو به دوستش میگه من اون خوشگله رو میخوام دوستش پس کله ای بهش میزنه میگه اون زنمه دوماد یکی دیگه انتخواب میکنه میگه من اینو میخوام باز دوستش میزنتش میگه این مادرمه دوماد با تعجب به مادر نگاه میکنه بعد به دوستش میگه پس کدوم مال من میگه اون زشته رو میبینی اون مال تو هیچی دیگه داماد تا اخر زندگیش سینگل موند