دنباله‌دار جوک های بی مزه

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع :)MAHAK
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
شهره یه جوری میگه:



"داره کم کم نفسم میگیره،برگرد"







خب مادر من!!!



همسنای تو الان علاوه بر آلزایمر و آسم تا



حالا سه بارم ایست قلبی کردن



بیخیال شو
 
‏معلم کلاس پنجممون همیشه از من بدش میومد و عاشق امیرصدرا بود. یه روز تمام توانمو گذاشتم یه انشای خوب نوشتم به امید اینکه منم به چشمش بیام و تشویقم کنه. وقتی سر کلاس خوندمش، امیرصدرا گفت انشای قشنگی بود. خانوم گفت امیرصدرا رو تشویق کنید که پیشرفت همکلاسیشو می‌بینه و انکار نمی‌کنه.😭😂😂
 
رفتم مشاوره قبل از ازدواج، چند تا تست روانشناسی ازم گرفتن.
بعد چند روز، دکتر اونجا گفت: هیچ وقت اجازه نده که کسی بیاد تو زندگیت.
گفتم: چون منو نمیفهمه؟
گفت: نه، چون بدبختش میکنی🤦‍♂😂😂

عجیب بود ولی دکترِ فهمید
 
‏هرگز اون معلم اول ابتدایی که میگفت من تو خونتون دوربین دارمو نمی بخشم
من خودم به داخل لوستر مشکوک بودم و خیلی اوقات با چادر ننم تردد میکردم تو خونه😔😂😂

 
تصمیم آخر ترامپ هم مثل کنسرت آخر اِبیه😒😂😂
 
دبیرستان بودیم بابام مدیر مدرسه بود
روز اول مدرسه منو دید

گفت تو همونی نیستی که تو خونه بودی‌؟
 
این ماجراها تموم‌شه، اولین کاری که میکنم شماره ی تراپیست ملانیا رو پیدا می‌کنم😭😂😂

والا بخدا ما یک هفته است دیوونه شدیدم
اون زن سال ها داره زندگی می کنه باهاش
 
‏اینقدر اخبار و تحلیل نظامی دیدم الان راحت میتونم با تانک پارک دوبل بکنم.🤦‍♂😂
 
یکی که ترکی استانبولیش خوبه به اردوغان بگه اگه راست میگی میانجیگری کن زن و شوهرای داخل سریالاتون انقدر خیانت نکنن😒😂😂
 
‌یه بار بابام صدام کرد گفت: شنیدی
میگن یه دست صدا نداره؟
گفتم: آره
جوری خوابوند زیر گوشم صداش تو خونه
پیچید، گفت: اینو زدم تا يه چیزیو به چشم
ندیدی قبول نکنی😂🤦🏻‍♀
 
عقب
بالا پایین