اختصاصی داستایوفسکی

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع :)MAHAK
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • تنها عشق است که می‌تواند انسان را دگرگون کند.


 
  • در عمیق‌ترین تاریکی‌ها نیز جرقه‌ای از نور وجود دارد.


 
برای یک انسان همه چیز عادی می شود.
 
اگه ناگهان همه ارزش ها به خواهد به یک چیز بدل شود
بهترین آنها مهر ورزیدن است.
 
نمی دانم روز هایم دارند مرا می کشند،
یا من روز هایم را.
به هر حال جنایتی در حال وقوع است.
 
من می‌دانم و کاملاً هم مطمئنم که شما مرا دوست دارید؛ اما واقعاً نیازی نیست با این هدیه‌ها به من یادآوری کنید؛ برای من پذیرفتن این هدیه‌ها از شما دشوار است؛ چون می‌دانم چه‌قدر برای شما آب می‌خورد. یک‌بار برای همیشه و کامل گوش می‌کنید؟ خواهش می‌کنم، التماس می‌کنم. ماکار آلکسیویچ از من می‌خواهید ادامه‌ی یادداشت‌هایم را برای‌تان بفرستم، می‌خواهید تمام‌شان کنم. اما من اکنون حتی نمی‌دانم آن یادداشت‌ها را چه‌طور نوشته‌ام! راستش هیچ توانی برای یادآوری و حرف ‌زدن درباره‌ی گذشته ندارم؛ حتی نمی‌خواهم درباره‌اش فکر کنم. این خاطرات برایم ترسناک‌اند.
_بیچارگان
 
من استاد حرف زدن در سکوتم! کل زندگی‌ام در سکوت حرف زده‌ام و در سکوت تراژدی‌های زیادی را با خودم زندگی کرده‌ام.
_رمان نازنین
 
البته تمام ترس و وحشتم هم دقیقاً از همین است؛ این‌که همه‌چیز را می‌فهمم!
_رمان نازنین
 
خداحافظ به تویی که زندگی‌ات تباه شد، بی آن که مقصر باشی.

برادران کارامازوف - داستایفسکی
 
  • انسان راز بزرگی است؛ اگر عمرت را صرف فهمیدن آن کنی، هنوز هم چیزهای ناشناخته باقی می‌ماند. 🔍


 
عقب
بالا پایین