پاکت نامه [ پاکت‌نامه اختصاصی HIIIS ]

به‌نامه یزدان پاک


د‌ل‌های ما که به هم نزدیک باشد دیگر چه فرقی می‌کند که کجای این جهان باشیم؟
دور باش اما نزدیک! من از نزدیک بودن‌های دور می‌ترسم...!



🔹️🔸️🔹️

پی‌نوشت : نامه یک پیام نوشتاری‌ست. نامه معمولاً برای برقراری ارتباط بین دو فرد که در مکان‌های جغرافیایی مختلف هستند به کار می‌رود.

🔺️این تاپیک اختصاصی @HIIIS می‌باشد؛ لطفاً از ارسال هرگونه پیام خودداری کنید.🔺️

«مدیریت بخش ادبیات»
 
آخرین ویرایش:
زمان ثابت کرد که نباید به تو اعتماد می‌کردم.
ولی همان زمان هم پیش اعتمادم به تو، کم آورد!
کم آوردنش را مثبت برداشت کردم که حال، به این نقطه رسیدم!
نقطه‌ای که دیگر دوست ندارم اعتماد کنم.
اعتمادی از جنس ماندن!
 
زمانی از قهوه متنفر بودم، چون تلخ بود و تحمل تلخی‌اش را نداشتم.
ولی بعد از رفتنت، همان شد دوای دردم و هم‌نشین روزای سختم.
شاید اگر برگردی، همان فنجان موردعلاقه‌ات را از قهوه‌ی عربیکا پر کنم.
فقط نمی‌دانم که هنوز هم بدون شکر می‌خوری یا نه!
 
آخرین ویرایش:
دل‌تنگی‌م را فریاد نمی‌زنم، چون اگر می‌دیدی:
غم نگاهم را حس می‌کردی،
سکوتم بعد حرف‌هایت را متوجه می‌شدی،
تیره شدن رنگ لباس‌هایم، به چشمت می‌آمد،
بغض صدایم را می‌شنیدی.

 
گفتی فردا می‌آیی، ولی هزار و پانصد فردا از زمان مقررت گذشته.
هر ساعت برایم به کُندی یک یک‌سال می‌گذرد و امان از بدقولی‌هایت!
 
حواسم بود لبخندت از آنِ من نبود!
حواسم بود برق چشمانت سمت من نبود!
حواسم بود بی من، خوشحال‌تری!
و حواسم بود دور شدی از من، بی‌آن‌که دلم بخواهد!​
 
باران می‌بارد و هر قطره‌اش، یادآور از دست دادن است.
سکوت شهر، فریاد تنهایی‌ام را می‌پوشاند.
گویی زمان ایستاده و من در این حسرت گذشته، غرق شده‌ام.
هیچ‌چیز، مثل سابق نیست!​
 
حواسم بود دوستم نبودی!
حواسم بود که نگرانم نشدی!
می‌دانستم بعد همه‌ی اینا، من باز هم تنهام.
اما، تو رو همیشه دوستم می‌دونستم!​
 
رفیق جان، سفرت به خیر و شادی
دل من پُر ز درد و بی‌سادگی
به یاد خنده‌ها، به یاد روزگار
بماند یاد تو در این دیار
برو، رفیق، به سوی آرزو
که دلت شاد و روشن چو روز نو​
 
تهمت، زهر آشتی‌شکن است رفیق
زهر دلی، زهر یک قلبِ شفق
زبان را بپای، با راستی بگو
که تهمت، آفت جان است، ای نیکو!​
 
عقب
بالا پایین