محفل ادبی [ ملت عشق ]

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع -Taraneh
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
از خویش گریزانم و سویِ تو شتابان



-شفیعی کدکنی
 
بیشتر از هرچیز دلم می‌خواست، می‌توانستم‌‌ روحم را در چشمانم بگذارم و تا ابد تا هنگام مرگم، به تو‌ نگاه کنم.



-آلبرکامو| نامه به ماریا کاسارس
 
یالوم تو کتاب وقتی نیچه گریست میگه:



«رویای عشقی رو دارم که فراتر از اشتیاق پیوستن دو تن باشه...»
 
باید بدانی که وسط بوی گوگرد و باروت، در این روزها که همه‌ی راه‌ها بسته است و نمی‌توانم صدایت را بشنوم یا چیزی برایت بفرستم، در این جنگ که نفس‌های آخرش را می‌کشد، هر لحظه به یاد تو بودم. این فقط یک جنگ نیست رز. این تقابل به تمام معنای خیر و شر است. دوستان‌ ما بیهوده کشته نشده‌اند و من بیهوده از تو دور نیستم.



-نامه‌ ای از سربازان جنگ‌‌جهانی دوم
 
«أتَعلمُ مَا هُوَ الحَنين؟
الحَنينُ هُوَ حينَ لَا يَستطيعُ الجَسدُ أن يَذهبَ
حَيثُ تَذهبُ الرُّوح ...»

می‌دانی "دلتنگی" چیست؟
دلتنگی آن است که جسمت نتواند به آنجایی
برود که جانت به آنجا می‌رود...




-محمود درویش
 
گفت: بی‌معرفت! چجوری عواطف و خاطرات را قورت دادی؟ هسته‌ی آلبالو که نبود!



-عباس‌ معروفی
 
عقب
بالا پایین