محفل ادبی [ ملت عشق ]

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع -Taraneh
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
آ.کلوناریس:



این نامه را در قطار بخوان!
باز کردی اگر چمدانت را، دنبال خاطره هایی نگرد که هرگز نمی خواستی از تو جدا شوند. آن ها را من برداشتم تا سنگین نشود بارِ تو و جا باشد برای خاطرات جدیدت
 
خانه‌ات سرد است؟ خورشیدی در پاکت میگذارم و برایت پست میکنم. ستاره‌ی کوچکی در کلمه‌ای بگذار و به آسمانم روانه کن، بسیار تاریکم.



-منوچهر آتشی
 
فقط می‌دانم که خسته هستم و هیچ چاره‌ای هم ندارم و یا دارم اما حوصله‌ی کوچک‌ترین اقدام حتی تکان دادن سرانگشتم را هم ندارم.



-نامه صادق هدایت به شهید نورایی | ۱۱ تیرماه ۱۳۲۹
 
که قول داده ای و داده ام قوی باشیم؛ که قول داده ای و داده ام. ولی سخت است.



-سید مهدی‌ موسوی
 
گاهی‌ وقت‌ها بايد رفت، رفت، رفت.
يک خيابان دراز را گرفت تا آخرين نفس رفت، پيچيد به يک كوچه‌ی باريک و ناپديد شد.



-عباس معروفی
 
اینگونه که تو دستانم را رها کردی یا نمی‌دانی سقوط چیست، یا نمی‌دانی چقدر بالا آمده‌ایم!



-روزبه معین
 
و عشق، تنها عشق مرا به وسعت اندوه زندگی‌ها برد، مرا رساند به امكان یک پرنده شدن.



-سهراب سپهرى
 
در نامه اش پرسيده بود: بى من خوشبختى؟
دردم تازه شد!
بال و پرم را چيده بود و از پرواز مى پرسيد.



-معین شیخ
 
هر اتفاقی هم که بیفتد، فراموش نکن که آدمی در این جهان هست که همیشه و هر لحظه می‌توانی پیش او برگردی.



-آلبر کامو
 
اگر من شما را از دست داده ام، شما هم در عوض دلی را از دست داده اید که تپش های عاشقانه آن را در هیچ جای دیگر نخواهید یافت!



-نامه فروغ فرخزاد به پرویز شاپور
 
عقب
بالا پایین