نظارت همراه رمان ققنوس خونین| ناظر:MELORIN

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع serena
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • Love
واکنش‌ها[ی پسندها]: NOGHRE
پارت جدید:
بند حوله‌اش که کمی شل شده بود را بست. ✗
بهتر:
«بند حوله‌اش را که کمی شل شده بود بست.»
در پاسخ چیزی نگفت؛ فقط چشم‌ غره‌ای رفت و نگاه کوتاهی به ماه‌گل انداخت. ✗
اصلاح: چشم‌غره‌ای
آن‌قدر یک‌ دفعه‌ای بود که مروارید «هینی» کشید. ✗
اصلاح: یک‌دفعه‌ای
با عجله قدمی جلو رفت و خم شد تا ماه‌گل را متوقف کند، سپس با صدای هشدار دهنده‌ای گفت: ✗
اصلاح: هشداردهنده‌ای
مروارید با دیدن واکنش دخترش که اصلا اهمیتی نمی‌داد، بی‌اختیار خندید. ✗
اصلاح: اصلاً
سپس نگاهش را به ماه‌گل داد که با بی‌خیالی با خودش صحبت می‌کرد و اسباب بازی‌هایش را تکان می‌داد. ✗
اصلاح: اسباب‌بازی‌هایش
نفسش را همراه با پلک زدن ، بیرون داد. ✗
اصلاح: پلک زدن،
«امیر ارسلان، چیکار میکنی؟» ✗
اصلاح: می‌کنی
امیر خم شد و در حالی که به چشم‌های مشکی و درشت شده‌‌ ی او خیره مانده بود، آهسته گفت: ✗
نیم‌فاصله اضافی
اصلاح: شده‌ی
 
  • blossom
واکنش‌ها[ی پسندها]: FOROZESH
پارت جدید:
این مدت از کار، زندگی، خورد و خوراک و حتی رسیدگی به ماه‌گل هم افتاده بود. ✗
بهتر:
«این مدت از کار و زندگی، خوردوخوراک و حتی رسیدگی به ماه‌گل هم افتاده بود.»
کمی رنگ به صورتش زد تا شاید چهرهٔ‌ درهم‌ریخته‌اش شادتر به نظر برسد. ✗
نیم‌فاصله اشتباه
اصلاح: چهرهٔ درهم‌ریخته‌اش
لبخندی کم‌جان، با یاداوری جمله امیر زد. ✗
اصلاح: یادآوری
موهایش را بالا جمع کرد و با کش موی مشکی‌ رنگی آن‌ها را به صورت دم‌اسبی بست. ✗
اصلاح: مشکی‌رنگی
آهی کشید و سپس کشوی اول میز را باز کرد، گردنبند طلایی‌ رنگی که کادوی امیر برای سالگرد ازدواجشان بود را بیرون آورد و به آن خیره شد. ✗
اصلاح: طلایی‌رنگی
درد بدی در شقیقه‌هایش پیچید و نور اتاق جلوی چشم‌هایش لرزید، اما درو اقع چراغی خاموش یا روشن نشده بود. ✗
اصلاح: درواقع
صدای بسیار ضعیفی، شبیه قدم زدن و نفس کشیدن، از پشت‌سرش شنید. ✗
اصلاح: پشت سرش
از نظر فضاسازی ترس و تعلیق این صحنه خیلی خوب دراومده
 
پارت جدید:
با لرز برگشت و پشت سرش را نگاه کرد اما چیزی نبود؛ فقط پردهٔ بلند اتاق به‌ خاطر باز بودن پنجره کمی تکان می‌خورد. ✗
اصلاح: به‌خاطر
با چند گام سریع خود را به او رساند و دست‌هایش را که درحال چنگ زدن و کشیدن موهایش بود، محکم گرفت. ✗
اصلاح: در حال
دست‌هایی شانه‌هایش را گرفتند؛ تکانش دادند و صدایی صدایش زد: ✗
بهتر:
«دست‌هایی شانه‌هایش را گرفتند، تکانش دادند و صدایی او را صدا زد.»
« تو… تو… کی هستی؟» ✗
فاصلهٔ اضافه بعد از گیومه
اصلاح:
«تو… تو… کی هستی؟»
« منم، امیرم عشقم.» ✗
اصلاح:
«منم، امیرم عشقم.»
امیر با نگرانی نگاهش کرد، دستش را نوازش وار روی بازوهایش کشید و گفت: ✗
اصلاح: نوازش‌وار
این‌که لب‌های سرخ رنگش، می‌لرزیدند و نمی‌توانستند کلمات را بازگو کنند. ✗
اصلاح: سرخ‌رنگش
این‌که موهای مشکی رنگی که بسته بود، به خاطر چنگ زدن‌های مداوم و کشیده شدن به‌هم‌ریخته شده بودند. ✗
اصلاح: مشکی‌رنگی
نفس گرمش، روی صورت رنگ پریدهٔ او نشست و او را محکم در آغوشش کشید. ✗
اصلاح: رنگ‌پریدهٔ
« یکی پشت‌سرم بود.» ✗
اصلاح:
«یکی پشت سرم بود.»
کلمات به سختی بیرون آمدند. ✓
امیر به پشت‌سرش نگاه کرد و اتاق را با چشم‌های تیزش بررسی کرد. ✗
اصلاح: پشت سرش
از نظر فضاسازی، ریتم وحشت و واکنش امیر این صحنه خیلی خوب کار شده است.
 
پارت جدید:
این مدت از کار، زندگی، خورد و خوراک و حتی رسیدگی به ماه‌گل هم افتاده بود. ✗
بهتر:
«این مدت از کار و زندگی، خوردوخوراک و حتی رسیدگی به ماه‌گل هم افتاده بود.»
کمی رنگ به صورتش زد تا شاید چهرهٔ‌ درهم‌ریخته‌اش شادتر به نظر برسد. ✗
نیم‌فاصله اشتباه
اصلاح: چهرهٔ درهم‌ریخته‌اش
لبخندی کم‌جان، با یاداوری جمله امیر زد. ✗
اصلاح: یادآوری
موهایش را بالا جمع کرد و با کش موی مشکی‌ رنگی آن‌ها را به صورت دم‌اسبی بست. ✗
اصلاح: مشکی‌رنگی
آهی کشید و سپس کشوی اول میز را باز کرد، گردنبند طلایی‌ رنگی که کادوی امیر برای سالگرد ازدواجشان بود را بیرون آورد و به آن خیره شد. ✗
اصلاح: طلایی‌رنگی
درد بدی در شقیقه‌هایش پیچید و نور اتاق جلوی چشم‌هایش لرزید، اما درو اقع چراغی خاموش یا روشن نشده بود. ✗
اصلاح: درواقع
صدای بسیار ضعیفی، شبیه قدم زدن و نفس کشیدن، از پشت‌سرش شنید. ✗
اصلاح: پشت سرش
از نظر فضاسازی ترس و تعلیق این صحنه خیلی خوب دراومده
کاش اینقدر مشکل نگارشی نداشته باشم Mood
 
پارت جدید:
با لرز برگشت و پشت سرش را نگاه کرد اما چیزی نبود؛ فقط پردهٔ بلند اتاق به‌ خاطر باز بودن پنجره کمی تکان می‌خورد. ✗
اصلاح: به‌خاطر
با چند گام سریع خود را به او رساند و دست‌هایش را که درحال چنگ زدن و کشیدن موهایش بود، محکم گرفت. ✗
اصلاح: در حال
دست‌هایی شانه‌هایش را گرفتند؛ تکانش دادند و صدایی صدایش زد: ✗
بهتر:
«دست‌هایی شانه‌هایش را گرفتند، تکانش دادند و صدایی او را صدا زد.»
« تو… تو… کی هستی؟» ✗
فاصلهٔ اضافه بعد از گیومه
اصلاح:
«تو… تو… کی هستی؟»
« منم، امیرم عشقم.» ✗
اصلاح:
«منم، امیرم عشقم.»
امیر با نگرانی نگاهش کرد، دستش را نوازش وار روی بازوهایش کشید و گفت: ✗
اصلاح: نوازش‌وار
این‌که لب‌های سرخ رنگش، می‌لرزیدند و نمی‌توانستند کلمات را بازگو کنند. ✗
اصلاح: سرخ‌رنگش
این‌که موهای مشکی رنگی که بسته بود، به خاطر چنگ زدن‌های مداوم و کشیده شدن به‌هم‌ریخته شده بودند. ✗
اصلاح: مشکی‌رنگی
نفس گرمش، روی صورت رنگ پریدهٔ او نشست و او را محکم در آغوشش کشید. ✗
اصلاح: رنگ‌پریدهٔ
« یکی پشت‌سرم بود.» ✗
اصلاح:
«یکی پشت سرم بود.»
کلمات به سختی بیرون آمدند. ✓
امیر به پشت‌سرش نگاه کرد و اتاق را با چشم‌های تیزش بررسی کرد. ✗
اصلاح: پشت سرش
از نظر فضاسازی، ریتم وحشت و واکنش امیر این صحنه خیلی خوب کار شده است.
همش هم نیم فاصله هستا، هنوز به شیوه نامه جدید عادت نکردم neutral{"_
 
عقب
بالا پایین