مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره رمان| NOGHRE

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع -Taraneh
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

-Taraneh

مدیر تالار مشاوره +مدیر آزمایشی تالار کافوارتز
پرسنل مدیریت
مدیر رسـمی تالار
مدیر آزمایـشی تالار
منتقد
مشاور
نوشته‌ها
نوشته‌ها
1,236
پسندها
پسندها
9,746
امتیازها
امتیازها
453
سکه
1,112
نویسندگان، مهندسان روح بشریت هستند اما مشاورین، پیمانکاران رمان، داستان و آثار مهم می باشند!

- نویسنده عزیز لطفا با مشاور خود نهایت همکاری را داشته باشید.

- در صورتی که با مشاور همکاری نکنید و مشاور گزارش دهد، رمان شما تا زمان ارتقا، قفل خواهد شد.

درخواست کننده: @TWCA
مشاور: @NOGHRE
 
درود و نور
لطفا لینک اثرتون (درصورت داشتن تایید مدیران)
و موضوع نیازمند به مشاوره رو بیان کنید
 
درود و مهر

لینک اثر

درخواست مشاوره بابت شخصیت پردازی بود
 
سلام عزیزم حالت چطوره؟
من تا شب پارت‌هات رو بررسی می‌کنم.
شماهم برای من یه محور از شخصیتت قرار بده
چند سالشه
خواسته‌هاش چیه
کلا از شخصیتت برام حرف بزن
همینطور پیرنگ داستانت رو هم برام بگو‌
 
سلام عزیزم حالت چطوره؟
من تا شب پارت‌هات رو بررسی می‌کنم.
شماهم برای من یه محور از شخصیتت قرار بده
چند سالشه
خواسته‌هاش چیه
کلا از شخصیتت برام حرف بزن
همینطور پیرنگ داستانت رو هم برام بگو‌
سلام خوشگلم
باشه عزیزم

پیرنگ
خلاصه کل:

دختری بعد از مرگ مادرش از پدر دور شد، او از کودکی خود مهر پدر را ندیده بود. به روستا کنار پدربزرگ و مادربزرگش رفت، تا با آندو زندگی کند. در آن روستا خان بزرگی بود که مردم از او اطاعت می‌کردند. خان به سیار ظالم و ستمگر بود. با ورود دختر به روستا کمکم همه چیز تغییر کرد، به بی‌سوادی که بی‌داد می‌کرد کمک کرد. اوضاع روستای ولیعهدی و خانی را بهتر کرد. در این میان خان که پسرکوچکش مخالف همه این ظلم و ستمگری‌های پدرش بود به دختر در این راه کمک کرد، ولی تنها سرنوشت از‌ او کمک نمی‌خواست او را بهبند نخ عشق دخترک بسته بود. او عاشق دختر شد و دختر هم عاشق پسر خان شد. با تمامی سختی‌هایی که کشیدن بالاخره به همرسیدن.
 
شخصیت ها فعلا تا اینجا:

شخصیت اصلی کژال: ۲۳ سال
که قراره معماها و رازهای پیش اومده رو حل کنه، دختری مهربون، ایستادگی در برابر ظلم و ستم، شخصیت قوی، سرسخت، کنجکاوه

دلربا: ۲۲ ساله
خان: ۶۸ ساله
ظالم، ستمگر
پسر خان: ۴۵ ساله
همانند پدرش ظالم، ستمگر
تایه «مادر بزرگ کژال»: ۶۵ ساله
مطیع، دلسوز، نگران
باپیر «پدربزرگ کژال»: ۷۲ ساله
 
خیلی هم عالی.

حالا طبق چیزایی که می‌گم، مشخص کن هر شخصیت توی ساختار داستانت چه جایگاهی داره

قهرمان:
ضدقهرمان:
شخصیت‌های فرعی و مکمل:
شخصیت‌های کاتالیز« کسایی که تأثیر گذارن و باعث روند داستان میشن»:


«هدف شخصیت رو برام مشخص کن
موانع و چیزایی که باعث میشن به اون هدف نرسه رو هم برام مشخص کن»



مرحله دوم:
هویت شخصیت رو تعریف کن

ببین یه شخصیت فقط اسم و ظاهر و شغل و این چیزا نیست

هویت پایه:

اسم:
سن:
ظاهرش:
شغل

هویت روانی:
ترس‌هاش:
خواسته‌هاش:
عقده و خاطرات تلخش«زخمی که داره»:
باور‌هاش:

هویت رفتاری:

نحوه حرف زدن:
عادت‌ها:

واکنش‌هاش به بحران:

مرحله سوم:
گذشته شخصیت، یه بخش مهم تو شخصیت پردازیه
چون ما باید بدونیم
شخصیت توی گذشته چه تجربه‌ای داشته؟
چه اتفاقی باعث شده اون به شکل فعلی تبدیل بشه؟
بزرگ‌ترین شکست یا ضربه‌ای که خورده چی بوده؟

قوس شخصیت« ارک»
شخصیت باید توی طول داستان تغییر کنه
سه مدل رایج وجود داره که اون رو به شخصیت سه بعدی تبدیل کنه
قوس مثبت: رشد
قوس منفی: سقوط شخصیت
قوس ثابت: شخصیت تغییر نمی‌کنه ولی یه عمل خیلی مهم انجام میده
«قوس شخصیتی نباشه کاراکتر مفهومی نداره و صرفا یه شخصیت توضیحیه»

مرحله پنجم:
تضاد رفتاری شخصیت
یعنی چی؟ یعنی شخص مثلا رفتار درونیش با بیرونیش یکی نباشه یا ...
انواع تضاد:
تضاد درونی« ترس یا وظیفه؟»
تضاد با شخصیت دیگه
تضاد با جامعه
تضاد با شرایط

«موتور حرکت شخصیت توی داستان، داشتن تضاده!»

مرحله ششم:
جداسازی شخصیت‌ها

باید از شبیه شدن شخصیت‌ها به هم جلوگیری بشه.
هر شخصیت باید نوع خاص حرف زدن خودش رو داشته باشه.
ارزش و دیدگاهش متفاوت باشه
شیوه تصمیم گیریش متفاوت باشه.

مثلا اگه شخصیت اصلی منطقی تصمیم میگیره، یهو همه شخصیت‌ها منطقی نباشن،
یکی احساسی تصمیم بگیره.
 
یه تست هم از شخصیتت بگیر
توی چند موقعیت فرضی قرارش بده
از سوال‌های پایه شروع کن، مثلا:
اگه جون کسی توی خطر باشه چیکار میکنه؟
اگه به یه راز مهم برسه واکنشش چیه؟
اگه قدرت زیادی به دست بیاره، اولین کاری که می‌کنه چیه؟
 
خیلی هم عالی.

حالا طبق چیزایی که می‌گم، مشخص کن هر شخصیت توی ساختار داستانت چه جایگاهی داره

قهرمان:
کژال
ضد قهرمان خان و پسر خان و اکثر اهالی ده می‌توانن باشن ولی پدر بزرگ و مادر بزرگ تایه به دلیل اتفاقی که برای مادرش افتاده سعی میکنن جلوش رو بگیرن
شخصیت‌های فرعی و مکمل:
دلربا، مادرش، عروس خان، چند شخصی که هنوز اضافه نشدن
شخصیت‌های کاتالیز« کسایی که تأثیر گذارن و باعث روند داستان میشن»:
خود کژال، برادرش، پارتنر کژال قراره اضافه بشه که همون پسر کوچیک خان هستش، باپیر، پدر کژال، خان، پسر خان، مادر اصلی مادر کژال
«هدف شخصیت رو برام مشخص کن
فهمیدن رازهایی که باپیر میدونه که چه اتفاقی برای مادرش افتاده، چرا مرده، جنگل ممنوعه چرا ممنوعه است؟ و در آخر نجات یک ده از دست ظلم و ستم خان
موانع و چیزایی که باعث میشن به اون هدف نرسه رو هم برام مشخص کن»
موانع برای نفهمیدم رازها: باپیر، خان
برای نرسیدن و سختی در راه آزادی ده: خان، باپیر، اتفاقات، اکثر اهالی ده
برای نرسیدن به عشق: باپیر، پدر کژال، خان
مرحله دوم:
هویت شخصیت رو تعریف کن

ببین یه شخصیت فقط اسم و ظاهر و شغل و این چیزا نیست

هویت پایه:
اسم: کژال
سن: ۲۳
ظاهرش: موهای حنای، چشم‌های درشت، کک و مک های ریز، اندامی توپر، ابروهای کشیده، چشم‌های عسلی
شغل: نداره

هویت روانی:
ترس‌هاش: یاس و ناامیدی ده از دست او، نفهمیدم راز مادرش، نرسیدن به یار
خواسته‌هاش: رسیدن به رازهای مادرش، نجات و آزاد شدن ده، داشتن عشق پاک
عقده و خاطرات تلخش«زخمی که داره»: دوست نداشته شدن توسط پدرش، کتک خوردن توسط پدرش، مرگ مادرش، ترد شدن توسط پدرش از خانه
باور‌هاش:
باور داره میتونه از خیلی مرزها عبور کنه، میتونه ده رو به سمت آزادی بکشونه، میتونه ظلم و ستم رو از بین ببره، میتونه عشق پاک رو تجربه کنه
هویت رفتاری:

نحوه حرف زدن: موداب، مهربان، گاهی عصبی و خشن
عادت‌ها: عادت‌های خاصی نداره

واکنش‌هاش به بحران: عصبی شدن، کنترل شرایط، تغییر موقعیت فعلی

مرحله سوم:
گذشته شخصیت، یه بخش مهم تو شخصیت پردازیه
چون ما باید بدونیم
شخصیت توی گذشته چه تجربه‌ای داشته؟
خب قبلا توسط پدرش کتک می‌خورده، پدرش اون رو دوست نداشته، به گفته دروغین پدرش مادرش به خاطر داشتن بیماری مرده، یک بار هم شکست عشقی خورده
چه اتفاقی باعث شده اون به شکل فعلی تبدیل بشه؟
محکم بودنش به خاطر پدرش
متنفر از ستم بودنش هم به خاطر خان و ده
بزرگ‌ترین شکست یا ضربه‌ای که خورده چی بوده؟
شکست از پارتنر قبلی، دوست داشته نشدن توسط پدر، مرگ مادر
قوس شخصیت« ارک»
شخصیت باید توی طول داستان تغییر کنه
سه مدل رایج وجود داره که اون رو به شخصیت سه بعدی تبدیل کنه
قوس مثبت: رشد
قوس منفی: سقوط شخصیت
قوس ثابت: شخصیت تغییر نمی‌کنه ولی یه عمل خیلی مهم انجام میده
«قوس شخصیتی نباشه کاراکتر مفهومی نداره و صرفا یه شخصیت توضیحیه»
رشد داره و گاهی هم تغییر نمیکنه و یک عمل خوب انجام میده
مرحله پنجم:
تضاد رفتاری شخصیت
یعنی چی؟ یعنی شخص مثلا رفتار درونیش با بیرونیش یکی نباشه یا ...
انواع تضاد:
تضاد درونی« ترس یا وظیفه؟»
تضاد با شخصیت دیگه
تضاد با جامعه
تضاد با شرایط
تضاد با شرایط رو داره
«موتور حرکت شخصیت توی داستان، داشتن تضاده!»

مرحله ششم:
جداسازی شخصیت‌ها

باید از شبیه شدن شخصیت‌ها به هم جلوگیری بشه.
هر شخصیت باید نوع خاص حرف زدن خودش رو داشته باشه.
ارزش و دیدگاهش متفاوت باشه
شیوه تصمیم گیریش متفاوت باشه.

مثلا اگه شخصیت اصلی منطقی تصمیم میگیره، یهو همه شخصیت‌ها منطقی نباشن،
یکی احساسی تصمیم بگیره.
همه منطقی نیستن
تا اینجا باپیر طبق اتفاقات گذشته تصمیم میگیره
تایه مطیع پدربزرگ کژاله و نگران و احساسی
خان عصبی و غیر منطقی
اکثر مردم احساسی
اکثر مردم هم منطقی و اکثر غیر منطقی هستن
 
یه تست هم از شخصیتت بگیر
توی چند موقعیت فرضی قرارش بده
از سوال‌های پایه شروع کن، مثلا:
اگه جون کسی توی خطر باشه چیکار میکنه؟
سعی میکنه نجاتش بده، در سیر داستان این اتفاق خواهد افتاد، کژال خودش رو به آب و آتیش میزنه، کتک میخوره، زندانی میشه ولی در آخر شخص رو نجات میده
اگه به یه راز مهم برسه واکنشش چیه؟
رازها متفاوته ولی خب برای راز مادرش صد در صد غمگین میشه، گیج میشه، چون قراره رازهای زیادی رو برملا کنه و بفهمه بیشتر از قبل ناراحت و قصه دار میشه ولی امیدش رو از دست نمیده
اگه قدرت زیادی به دست بیاره، اولین کاری که می‌کنه چیه؟
اولین کار حذف خان، پسر خان، نجات خودش بعد نجات مردم ده
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
عقب
بالا پایین