-Taraneh
مدیر تالار مشاوره +مدیر آزمایشی تالار کافوارتز
پرسنل مدیریت
مدیر رسـمی تالار
مدیر آزمایـشی تالار
منتقد
مشاور
سلام خوشگلمسلام عزیزم حالت چطوره؟
من تا شب پارتهات رو بررسی میکنم.
شماهم برای من یه محور از شخصیتت قرار بده
چند سالشه
خواستههاش چیه
کلا از شخصیتت برام حرف بزن
همینطور پیرنگ داستانت رو هم برام بگو
کژالخیلی هم عالی.
حالا طبق چیزایی که میگم، مشخص کن هر شخصیت توی ساختار داستانت چه جایگاهی داره
قهرمان:
ضد قهرمان خان و پسر خان و اکثر اهالی ده میتوانن باشن ولی پدر بزرگ و مادر بزرگ تایه به دلیل اتفاقی که برای مادرش افتاده سعی میکنن جلوش رو بگیرنضدقهرمان:
دلربا، مادرش، عروس خان، چند شخصی که هنوز اضافه نشدنشخصیتهای فرعی و مکمل:
خود کژال، برادرش، پارتنر کژال قراره اضافه بشه که همون پسر کوچیک خان هستش، باپیر، پدر کژال، خان، پسر خان، مادر اصلی مادر کژالشخصیتهای کاتالیز« کسایی که تأثیر گذارن و باعث روند داستان میشن»:
فهمیدن رازهایی که باپیر میدونه که چه اتفاقی برای مادرش افتاده، چرا مرده، جنگل ممنوعه چرا ممنوعه است؟ و در آخر نجات یک ده از دست ظلم و ستم خان«هدف شخصیت رو برام مشخص کن
موانع برای نفهمیدم رازها: باپیر، خانموانع و چیزایی که باعث میشن به اون هدف نرسه رو هم برام مشخص کن»
باور داره میتونه از خیلی مرزها عبور کنه، میتونه ده رو به سمت آزادی بکشونه، میتونه ظلم و ستم رو از بین ببره، میتونه عشق پاک رو تجربه کنهمرحله دوم:
هویت شخصیت رو تعریف کن
ببین یه شخصیت فقط اسم و ظاهر و شغل و این چیزا نیست
هویت پایه:
اسم: کژال
سن: ۲۳
ظاهرش: موهای حنای، چشمهای درشت، کک و مک های ریز، اندامی توپر، ابروهای کشیده، چشمهای عسلی
شغل: نداره
هویت روانی:
ترسهاش: یاس و ناامیدی ده از دست او، نفهمیدم راز مادرش، نرسیدن به یار
خواستههاش: رسیدن به رازهای مادرش، نجات و آزاد شدن ده، داشتن عشق پاک
عقده و خاطرات تلخش«زخمی که داره»: دوست نداشته شدن توسط پدرش، کتک خوردن توسط پدرش، مرگ مادرش، ترد شدن توسط پدرش از خانه
باورهاش:
خب قبلا توسط پدرش کتک میخورده، پدرش اون رو دوست نداشته، به گفته دروغین پدرش مادرش به خاطر داشتن بیماری مرده، یک بار هم شکست عشقی خوردههویت رفتاری:
نحوه حرف زدن: موداب، مهربان، گاهی عصبی و خشن
عادتها: عادتهای خاصی نداره
واکنشهاش به بحران: عصبی شدن، کنترل شرایط، تغییر موقعیت فعلی
مرحله سوم:
گذشته شخصیت، یه بخش مهم تو شخصیت پردازیه
چون ما باید بدونیم
شخصیت توی گذشته چه تجربهای داشته؟
محکم بودنش به خاطر پدرشچه اتفاقی باعث شده اون به شکل فعلی تبدیل بشه؟
شکست از پارتنر قبلی، دوست داشته نشدن توسط پدر، مرگ مادربزرگترین شکست یا ضربهای که خورده چی بوده؟
رشد داره و گاهی هم تغییر نمیکنه و یک عمل خوب انجام میدهقوس شخصیت« ارک»
شخصیت باید توی طول داستان تغییر کنه
سه مدل رایج وجود داره که اون رو به شخصیت سه بعدی تبدیل کنه
قوس مثبت: رشد
قوس منفی: سقوط شخصیت
قوس ثابت: شخصیت تغییر نمیکنه ولی یه عمل خیلی مهم انجام میده
«قوس شخصیتی نباشه کاراکتر مفهومی نداره و صرفا یه شخصیت توضیحیه»
تضاد با شرایط رو دارهمرحله پنجم:
تضاد رفتاری شخصیت
یعنی چی؟ یعنی شخص مثلا رفتار درونیش با بیرونیش یکی نباشه یا ...
انواع تضاد:
تضاد درونی« ترس یا وظیفه؟»
تضاد با شخصیت دیگه
تضاد با جامعه
تضاد با شرایط
همه منطقی نیستن«موتور حرکت شخصیت توی داستان، داشتن تضاده!»
مرحله ششم:
جداسازی شخصیتها
باید از شبیه شدن شخصیتها به هم جلوگیری بشه.
هر شخصیت باید نوع خاص حرف زدن خودش رو داشته باشه.
ارزش و دیدگاهش متفاوت باشه
شیوه تصمیم گیریش متفاوت باشه.
مثلا اگه شخصیت اصلی منطقی تصمیم میگیره، یهو همه شخصیتها منطقی نباشن،
یکی احساسی تصمیم بگیره.
سعی میکنه نجاتش بده، در سیر داستان این اتفاق خواهد افتاد، کژال خودش رو به آب و آتیش میزنه، کتک میخوره، زندانی میشه ولی در آخر شخص رو نجات میدهیه تست هم از شخصیتت بگیر
توی چند موقعیت فرضی قرارش بده
از سوالهای پایه شروع کن، مثلا:
اگه جون کسی توی خطر باشه چیکار میکنه؟
رازها متفاوته ولی خب برای راز مادرش صد در صد غمگین میشه، گیج میشه، چون قراره رازهای زیادی رو برملا کنه و بفهمه بیشتر از قبل ناراحت و قصه دار میشه ولی امیدش رو از دست نمیدهاگه به یه راز مهم برسه واکنشش چیه؟
اولین کار حذف خان، پسر خان، نجات خودش بعد نجات مردم دهاگه قدرت زیادی به دست بیاره، اولین کاری که میکنه چیه؟