همگانی حرف دلی

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع :)MAHAK
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
روزهایم بی‌صدا گذشت، و شب‌هایم پر از صداهای خیالی بود. وقتی کسی حرفت را نمی‌فهمد، کم‌کم یاد می‌گیری حرف نزنی.

یادداشت‌های یک دیوانه - نیکلای گوگول
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Z A H R A
دستانم را میتوانی ببندی
پاهایم را میتوانی ببندی
دهانم را میتوانی ببندی
اما ذهنم را هرگز
یک روز
از ذهن من، از ذهن تو
از ذهن ما هزاران پرستوی وحشی
به آسمان خواهد پرید.

ژان پلسارتر
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Z A H R A
نه میشود نشست، نه خوابید، نه کار کرد. هیچ. هیچ. باید عرق ریخت، سر درد داشت و شب هم نمیشود خوابید چون ماه رمضان امسال مثل سالهای دیگر نیست. عسل و خربوزه با هم ساختند که ما را از میان ببرند.

صادق_هدایت
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Z A H R A
تو هرکاری که توانسته‌ای کرده‌ای. اگر در نیمه راه متوقف شده‌ای به این دلیل است که نیرو کافی نداشته‌ای، هیچکس حق ندارد تو را سرزنش کند.

اندیشه‌ها و انسان - ژان پل سارتر
 
«زنجیرها بر تن می‌نشینند، اما هرگز به گردِ پای اندیشه هم نمی‌رسند.»
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Z A H R A
فکر نمی‌کردم روزی‌ بشود معنای بیت حافظ را دید که:
بر سر تربت من با می و مطرب بنشین
تا به بویت ز لحد رقص کنان برخیزم

چیزی تکان خورده و برای همیشه عوض شده.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Z A H R A
«ای خاک،
دهانت را آهسته‌تر باز کن؛
ستاره‌ای را بلعیده‌ای
که هنوز در قلبِ یک نفر
نور می‌ریزد..»
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Z A H R A
گفته بود: «می‌دانید که من از همه‌چیز خبر دارم، منتها بعضی چیزها هست که نمی‌خواهم بدانم.» و به قلبش اشاره‌کنان افزوده بود: «ولی همه‌چیز این‌جا ثبت می‌شود.»

پدر سرگی - تولستوی
 
گفته بود: «می‌دانید که من از همه‌چیز خبر دارم، منتها بعضی چیزها هست که نمی‌خواهم بدانم.» و به قلبش اشاره‌کنان افزوده بود: «ولی همه‌چیز این‌جا ثبت می‌شود.»

پدر سرگی - تولستوی
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Z A H R A
‏این واقعیت خوشایند نیست، اما حقیقت دارد، ‏آدم‌ها جنبه مهربانی بسیار را ندارند.

- آرتور شوپنهاور ⁩
 
عقب
بالا پایین