همگانی نگاه من

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع جهنم
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش

زده‌ام فالی و فریادرسی می‌آید
 
اگر بسویت این چنین دویده‌ام
به عشق عاشقم نه بر وصال تو


📖☕️فروغ فرخزاد
 
نگران ما نباشید ما خوبیم،نفس میکشیم و راه میرویم و حرف...
حرف...
حرف نمیزنیم
مدتهاست که حرفمان نمی آید
ما فقط به رسم عادت دوام می اوریم و ادامه میدهیم
و لعنت به این ادامه دادن
لعنت به اینگونه دوام آوردن...لعنت.

نرگس صرافیان
 
ما را ز تو غیر از تو تمنایی نیست
از دوست به جز دوست، نمی‌باید خواست

رهی معیری
 
گفتم که بانگ هستی خود باشم

اما دریغ و درد که "زن" بودم.


📖فروغ_فرخزاد
 
شاید باید که منم کوچ کنم
ز خیال باطل این عشق کور
که از آن عاقلی جان سوزت
یادم افتاد من هم عاقل شوم
 
بزرگ‌ترین پشتوانه که در شرایط سخت به دادم می‌رسد
و انگیزه‌ی ادامه دادنم می‌شود، استقبال مردم است.
مردمی که می‌فهمند و خوب می‌فهمند.
مردمی که به ما اعتبار و اطمینان می‌دهند.
مردمی که به‌راحتی تکرار و ابتذال سرشان را به درد می‌آورد.
مردمی که کمتر به رسمیت شناخته می‌شوند
و همیشه جواب خواسته‌هایشان را سرسری داده‌ایم.
مردمی که دردهایشان را می‌دزدند .
 
باشد، که شما خوب! چرا اینهمه فریاد؟
چرا بی‌غم و آسوده به جشنید
به پاکوبی و بزمید،
چرا خنده و شیرینی و بیداد؟
که اینجا همه ماتم‌زده و داغ عزیزان به جگر
سینه‌ی لبریز غم و غصه‌ی مادر
ز چه شادید؟
امان از دلِ بی‌شرم و بدونِ غمِ هر آدمِ بی‌ذات.

نرگس صرافیانطوفان
 
نشسته ام به در نگاه می کنم

دریچه آه می کشد

تو از کدام راه میرسی

خیال دیدنت چه دلپذیر بود

جوانی ام در این امید پیر شد

نیامدی و دیر شد

نیامدی و …

دیر شد …

ابتهاج
 
برای تبدیل انسان ها به الاغ هایی که سواری می دهند،
باید آنها را "فقیر" و "بی سواد" نگه داشت.


آلبر کامو
 
عقب
بالا پایین