همگانی نگاه من

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع :)MAHAK
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پرسید اورا چقدر دوست داری !
گفتم قدری که با غم‌هایش خودم بیشتر اشک می‌ریزم .
 
به تماشای خود بودم و دیدم چه
بی رحمانه تنهاست و به ناچار قوی!
 
درکل تراپیست بودن تو ایران مثل آتش‌نشان بودن تو جهنمه .
 
هر دو می‌دانستند ‏آنکه بیشتر سکوت می‌کرد ‏زخمی‌تر بود
 
سخت‌ترین قسمتِ زندگی؛
جنگی است که در سکوت با خودت میکنی
و هیچ‌کس نمی‌فهمد...🐬💙
 
من ایران را دوست دارم ، چون شعر دارد ، هنر دارد ، تاریخ دارد ، وسوسه ی ماندن دارد .
 
دو کلمه درباره حالم بخوام حرف بزنم تا سال دیگه همین موقع باید گریه کنم.
 
مـن سوختم تـآ سآختـم ،
پـآی تـو خود را بآختـم :)
 
‘آغوش من‌ و عشق تو و لحظه‌ی ِ دیدار . ‌.
رویای قشنگی‌ست و اما ، شدنی نیست ")
 
ناامیدم کردی و این پایان تو بود برای من .
 
عقب
بالا پایین