به نام حَق
.
.
.
عنوان: خاطراتِ درختِ لیمو
نویسنده: حَنیسا
ژانر: درام (اجتماعی-عاشقانه)
وضعیت: براساسِ واقعیت
.
.
.
خلاصه:
درخت بیست سالهی حیاطِ خانه، شربت آبلیمو را برای پسرک خُنک نگ هداشته بود تا من برگردم.
اما...
به درخت بگویید، آن را برای کبوترانِ لانهکرده در شاخههایش خیرات کند؛ فاتحه یادشان نرود.
.
.
.
دیباچه:
من درختی کلاغبردوشم، خبرم درد میکند بدجور
ساقه تا شاخهام پر از زخم است، تبرم درد میکند بدجور
من کیاَم جز نقابی از ابهام؟ درد بحران هوّیت دارم
یک اشاره بدون انگشتم، اثرم درد میکند بدجور
جنگجویی نشسته بر خاکم، در قماری که هر دو میبازیم
پسرم روی دستم افتاده، سپرم درد میکند بدجور
(مرتضی خدایگان)
.
.
.
عنوان: خاطراتِ درختِ لیمو
نویسنده: حَنیسا
ژانر: درام (اجتماعی-عاشقانه)
وضعیت: براساسِ واقعیت
.
.
.
خلاصه:
درخت بیست سالهی حیاطِ خانه، شربت آبلیمو را برای پسرک خُنک نگ هداشته بود تا من برگردم.
اما...
به درخت بگویید، آن را برای کبوترانِ لانهکرده در شاخههایش خیرات کند؛ فاتحه یادشان نرود.
.
.
.
دیباچه:
من درختی کلاغبردوشم، خبرم درد میکند بدجور
ساقه تا شاخهام پر از زخم است، تبرم درد میکند بدجور
من کیاَم جز نقابی از ابهام؟ درد بحران هوّیت دارم
یک اشاره بدون انگشتم، اثرم درد میکند بدجور
جنگجویی نشسته بر خاکم، در قماری که هر دو میبازیم
پسرم روی دستم افتاده، سپرم درد میکند بدجور
(مرتضی خدایگان)
آخرین ویرایش: