قفسه کتاب [ قفسه کتاب اختصاصی .Nazi ]

«‏می‌دانم اگر قضاوت نادرستی در مورد کسی بکنم، دنیا تمام تلاشش را می‌کند تا مرا در شرایط او قرار دهد تا به من ثابت کند در تاریکی، همه‌ی ما شبیه یکدیگریم.»
‌‌_تسخیر شدگان
 
آخرین ویرایش:
من چرا باید یک نفر را احتیاج داشته باشم که با او دو کلمه حرف بزنم؟
خودم با خودم می‌توانم بیشتر از دو کلمه حرف بزنم و حرف‌های خودم را راحت ‌تر بفهمم!
و اگر کسی به اینجا برسد دیگر نه می‌گردد، نه انتظار می‌کشد...

_داستایفسکی
 
تنها یک چیز است که دسترسی به امید را غیرممکن می‌سازد: ترس از باخت.
-کتاب کیمیاگر_ پائولو کوئلیو
 
بادبادک‌باز اولین رمان افغانستانیه که به آمریکایی نوشته شده و اتفاقا جالبه.
ولی فوق‌العاده بی‌رحمانه تراژدیه.
فقط می‌تونم بگم شخصیت اصلی زیادی بی‌رحمه، زیادی.
 
باکیفیت ترین شادی را در عکسهای بی کیفیت کودکی ام می بینم؛ روزهایی که هنوز جهان را ساده تر از آنچه هست تصور می کردم. اما حالا، اعتمادم به همه چیزاز دست رفته، چون همیشه به من ثابت شده که نامه ها می مانند، اما فرستندگانشان نه. انگار هر چیزی که زمانی محکم و همیشگی به نظر می رسید،در نهایت جایی در گذشته متوقف شده و مرا تنها گذاشته است.
_دژاوو
 
آخرین ویرایش:
خب یه سری کتاب جدید که میخوام بخونم و میگم بعدا اضافه میکنم چطور بودن.
نیمه ی نادیده
کوری
در جست و جوی آبی‌ها
شاید عروس دریایی.
 
نیمه ی نادیده رو دیروز تموم کردم.
باید بگم کتاب واقعا قشنگیه.
تو بعضی کتابا آدم انگار خودشو پیدا میکنه، نیمه ی نادیده از اون کتاباس.
 
دارم در جست و جوی آبی‌ها رو شروع میکنم.
تقریبا اواسط کتابم.
واقعا برام مهمه که بفهمم اسم کتابا چجوری انتخاب شدن و با توجه به کدوم رویداد داستان.
به نظرم این قشنگترین اسمیه که میشه واسه این کتاب گذاشت.
+ من در حال خرید همۀ کتاب‌هایی که رنگ آبی دارن: Moon
 
کتاب عقاید یک دلقک و آس و پاس‌ها رو هم به این لیست باید اضافه کنم.
در ضمن دوست دارم جنایات و مکافات داستایوفسکی‌رو هم یه بار دیگه بخونم.
+ امیدوارم بتونم همه این کتابا و خیلی بیشتر از اینارو تو همین تابستون تموم کنم.
 
عقب
بالا پایین