شایعه عموی هرکول|شایعه نویس HIIIS

نوشته‌ها
نوشته‌ها
3,960
پسندها
پسندها
4,622
امتیازها
امتیازها
378
سکه
2,263
«به نام خالق خلاقیت»

نام شایعه:
عموی هرکول

ژانر:
طنز

شایعه نویس:
@HIIIS

سوژه:
@-Taraneh

مقدمه:
ترکیب شیرینی نارنجک و دفتر عقد که عاقدش مدیر حواس‌پرت دپارتمان مشاوره‌ است، چه شود!​
 
«عروس خانوم داستانتون قبوله؟»
لگدی به پایش زدم که سرفه‌ای کرد و ادامه داد:
«منظورم اینکه وکلیم؟»
عروس که یکی همکاران ما در قسمت مشاوره ازدواج بود، با لحن شادی خواست جواب دهد که مدیر دپارتمان مشاوره به سرعت بین حرفش پرید:
«هنوز زوده عروسم، باید ده‌بار بری گل بچینی، آبلیمو بیاری یا حتی بری اون پشت‌مشتا... .»
چشم‌غره‌ام گویا کارش را درست انجام داد تا مدیر دپارتمان مشاوره سکوت کرد و عروس هم منتظر خوانش مجدد شد.
«عروس خانوم وکلیم شما رو به عقد این آقای ساکت و در عین حال چندش که عرق پیشونیش رو با گوشه‌ی سر آستینش پاک می‌کنه که البته بهم ربطی نداره، دربیارم؟»
عروس، تورش را بالا داد و گفت:
«اجازه دارم الان حرف بزنم؟»
مدیر با لحن جدی و کشیده گفت:
«عروس! چرا تور رو دادی بالا؟»
عروس نفس عمیقی کشید که داماد دست به کار شد.
«فکر کنم اگه عاقد درست و حسابی می‌آوردیم، بهتر نبود؟»
ابرو بالا انداختن‌های من را برای کش ندادن‌هایش، ندید. مدیر از جایش بلند شد و دفترش را به سمت من پرت کرد. با حرکت مردعنکوبی‌طور، خودم را به سمت دفتری که پرواز می‌کرد، انداختم که نگو پای بابابزرگ داماد را له کردم. داد این مرد پیر باعث شد تا دفتر را به طور غیرارادی به سمت پشتم ببرم که صدای فرد دیگر بلند شد. برگشتم و دیدم که به صورت عموی عروس زدم.
 
عقب
بالا پایین