مشاوره‌ پایان‌یافته مشاور رمان | Z A H R A

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع -Taraneh
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
یک توصیه ی دوستانه:
درسته اولِ رمانه اما دستِ کم نگیرش!
چون دیدگاه اولیه و ورود مخاطب به داستان از همین دو سه پارت اول شکل میگیره.
بعد ببین اینطوریه که مخاطب میخواد انتخاب کنه داستانِ تورو بخونه.
میاد و پا میذاره توی فضای داستانت.
بعد تو همون پارت های اول باید یک کششی باشه یک جذابیتی باشه یک چیزی باشه ک مخاطب کنجکاو بشه و جذب بشه و دلش بخواد ادامه بده داستان و!
و درسته...
ایدت واقعا خوبه و خفنه و چیز خوبی ازش درمیاد واقعنننن و گویا پیرنگش تکمیله و میدونی چی کار میخوای بکنی؛ پس حالا باید تمرکزت و بزاری روی اینکه چجوری بهترین صحنه هارو رقم بزنی و بسازی توی داستان.
خب به عنوان یک خواننده ی معمولی و دوستانه نظرم رو بهت میگم:
اولین چیز اینکه لحنِ داستانت باید کتابی تر باشه؛ اینجا جوری نوشته شده که انگار یک نفر داره با صحبت تعریف میکنه نه یک نوشته ی ادبی. مگه نمی‌خوای رمانت و بزاری اینجا تا دیده بشه و بترکونه؟
باید لحنت کتابی بشه.
مثلا همین تیکه ی اول:
به جای اونی ک نوشتی ادبی ترش کن، مثلا به این شکل:
با صدای زنگ آلارم گوشی‌ام از خواب بیدار شدم. به ساعت نگاه کردم، ساعت پنج صبح بود. از تخت بلند شدم و به سمت حمام حرکت کردم تا یک دوش بگیرم.
لباس‌هایم را درآوردم و یک نگاه به بدنم کردم. تنم پر از زخم های بزرگ و کوچک بود، زخم هایی که هرکدامشون برایم یک درس و خاطره بود، بیخیال فکر کردن به آن شدم، بعد از دوش گرفتن، خودم اتاقم را مرتب کردم، چرا که نمی‌خواستم هیچ خدمتکاری وارد اتاقم بشود.

برای جذاب شدنِ داستانت، و اینکه نوشته حس مکث، حس پایان داشتن جمله، حسِ درونی شخصیت و... بخواد نمایش داده بشه علائم نگارشی واقعا کمک میکنه، توی متنت میتونستی از ویرگول، نقطه ویرگول و نقطه استفاده کنی تا جمله بندیت منظم تر بشه.
و دوم به جایِ خط گاها از گیومه «» استفاده بشه.
و اینکه مجدد پارتت رو ادبی تر بنویس تا زیباتر بشه.
ادامه داره...
 
نکته ی بعدی درموردِ خودِ داستانت.
حقیقت اینکه خوب بود ولی می‌تونست خیلی بهتر باشه.
ولی اگر بخوای از همون اول جذابیت داستانت رو به رخِ مخاطب بکشی کم بود.
میتونستی از یک صحنه ی اوج، و کشمش شروع کنی جوری که ذهنِ مخاطب از همون اول درگیر و همراه بشه.
این توصیفی که داشتی خووب بود اما اون حسی که قراره داستانت در نهایت به مخاطب منتقل کنه رو نداشت.
یک روزِ معمولی، یک سری کارهای معمولی و...
که مخاطب و وارد هیجان داستان نمیکنه.
قراره داستانِ جذابی بشه و به نظرم حقِ یک داستان جذاب یک شروعِ جذابه!
و هنوز به مرحله ی جذابیت کافی نرسیده میدونی؟
و این وجی... به نظرت یکم کلیشه ای نشده حضورش؟
میتونستی به شکلِ بهتری به تصویر بکشیش، به صورت یک گفت و گوی توی ذهنیِ خلاقانه و با محتوایِ پیچیده و جذاب که پیچیدگی ذهنِ آرکا رو نشون بده!

در کل پیشنهادم بهت اینه که بیا از اوج شروع کنیم داستانت رو!
این شروع زیادی معمولی بود! نظرته؟
 
یک توصیه ی دوستانه:
درسته اولِ رمانه اما دستِ کم نگیرش!
چون دیدگاه اولیه و ورود مخاطب به داستان از همین دو سه پارت اول شکل میگیره.
بعد ببین اینطوریه که مخاطب میخواد انتخاب کنه داستانِ تورو بخونه.
میاد و پا میذاره توی فضای داستانت.
بعد تو همون پارت های اول باید یک کششی باشه یک جذابیتی باشه یک چیزی باشه ک مخاطب کنجکاو بشه و جذب بشه و دلش بخواد ادامه بده داستان و!
و درسته...
ایدت واقعا خوبه و خفنه و چیز خوبی ازش درمیاد واقعنننن و گویا پیرنگش تکمیله و میدونی چی کار میخوای بکنی؛ پس حالا باید تمرکزت و بزاری روی اینکه چجوری بهترین صحنه هارو رقم بزنی و بسازی توی داستان.
خب به عنوان یک خواننده ی معمولی و دوستانه نظرم رو بهت میگم:
اولین چیز اینکه لحنِ داستانت باید کتابی تر باشه؛ اینجا جوری نوشته شده که انگار یک نفر داره با صحبت تعریف میکنه نه یک نوشته ی ادبی. مگه نمی‌خوای رمانت و بزاری اینجا تا دیده بشه و بترکونه؟
باید لحنت کتابی بشه.
مثلا همین تیکه ی اول:
به جای اونی ک نوشتی ادبی ترش کن، مثلا به این شکل:
با صدای زنگ آلارم گوشی‌ام از خواب بیدار شدم. به ساعت نگاه کردم، ساعت پنج صبح بود. از تخت بلند شدم و به سمت حمام حرکت کردم تا یک دوش بگیرم.
لباس‌هایم را درآوردم و یک نگاه به بدنم کردم. تنم پر از زخم های بزرگ و کوچک بود، زخم هایی که هرکدامشون برایم یک درس و خاطره بود، بیخیال فکر کردن به آن شدم، بعد از دوش گرفتن، خودم اتاقم را مرتب کردم، چرا که نمی‌خواستم هیچ خدمتکاری وارد اتاقم بشود.

برای جذاب شدنِ داستانت، و اینکه نوشته حس مکث، حس پایان داشتن جمله، حسِ درونی شخصیت و... بخواد نمایش داده بشه علائم نگارشی واقعا کمک میکنه، توی متنت میتونستی از ویرگول، نقطه ویرگول و نقطه استفاده کنی تا جمله بندیت منظم تر بشه.
و دوم به جایِ خط گاها از گیومه «» استفاده بشه.
و اینکه مجدد پارتت رو ادبی تر بنویس تا زیباتر بشه.
ادامه داره...
ممنون بابت راهنماییت اینجوری انگار برای منم حس خوبی داره
درمورد پارت های اول رمان تا الان زیاد بهش فکر کردم واقعا بارها نوشتم و پاکشون کردم دوست دارم با بهترین حالت و با بهترین حالت رمانمو شروع کنم
 
  • blossom
واکنش‌ها[ی پسندها]: Z A H R A
نکته ی بعدی درموردِ خودِ داستانت.
حقیقت اینکه خوب بود ولی می‌تونست خیلی بهتر باشه.
ولی اگر بخوای از همون اول جذابیت داستانت رو به رخِ مخاطب بکشی کم بود.
میتونستی از یک صحنه ی اوج، و کشمش شروع کنی جوری که ذهنِ مخاطب از همون اول درگیر و همراه بشه.
این توصیفی که داشتی خووب بود اما اون حسی که قراره داستانت در نهایت به مخاطب منتقل کنه رو نداشت.
یک روزِ معمولی، یک سری کارهای معمولی و...
که مخاطب و وارد هیجان داستان نمیکنه.
قراره داستانِ جذابی بشه و به نظرم حقِ یک داستان جذاب یک شروعِ جذابه!
و هنوز به مرحله ی جذابیت کافی نرسیده میدونی؟
و این وجی... به نظرت یکم کلیشه ای نشده حضورش؟
میتونستی به شکلِ بهتری به تصویر بکشیش، به صورت یک گفت و گوی توی ذهنیِ خلاقانه و با محتوایِ پیچیده و جذاب که پیچیدگی ذهنِ آرکا رو نشون بده!

در کل پیشنهادم بهت اینه که بیا از اوج شروع کنیم داستانت رو!
این شروع زیادی معمولی بود! نظرته؟
نظرت چیه ارکا با شخصیت دومش گفت و گو کنه
 
  • cool
واکنش‌ها[ی پسندها]: Z A H R A
نظرت چیه ارکا با شخصیت دومش گفت و گو کنه
مثلا همیشه با همین شخصیت دومش کشمکش داشته باشه و درمورد ادبی نوشتن من یکمی توی ادبی نوشتن مشکل دارم این یکم کارمو سخت میکنه
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Z A H R A
ممنون بابت راهنماییت اینجوری انگار برای منم حس خوبی داره
درمورد پارت های اول رمان تا الان زیاد بهش فکر کردم واقعا بارها نوشتم و پاکشون کردم دوست دارم با بهترین حالت و با بهترین حالت رمانمو شروع کنم
خواهش میکنم :)
و همینطوره!
حتما با بهترین حالت شروع میکنی، با بهترین حالت ادامه میدی، و با بهترین حالت رمانت و ایدت میترکونه!
و الان درموردِ این اوج و شروعِ داستان ایده ای تو ذهنته؟ که کمی آروم و با مقدمه و بعد یکهو بیفتیم وسط یک داستان جذاب!
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: HIIIS
نظرت چیه ارکا با شخصیت دومش گفت و گو کنه
خب با پیچیدگیِ ذهنِ آرکا و شخصیت خلاقش میتونه ایده ی جالبی باشه.
چجور گفت و گویی مدِ نظرته؟
ذهنی؟ واقعی؟
مثلا فقط یک صدا تو ذهنش باشه.
یا مثلا توی آینه ای جایی در حالی ک خودش و میبینه و با شکل و جسم خودش، ولی با یک غریبه ک در واقع شخصیت خودشه حرف بزنه.
البته یک‌ چیزی شبیه این!
وگرنه گمونم آینه کمی کلیشه ای باشه.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: HIIIS
مثلا همیشه با همین شخصیت دومش کشمکش داشته باشه و درمورد ادبی نوشتن من یکمی توی ادبی نوشتن مشکل دارم این یکم کارمو سخت میکنه
گمونم طبیعیه برای همچنین شخصیتی ولی دقت کن که گفت و گوشواره طوری جذابیت و پیچیدگی و خلاقیت داشته باشه که مخاطب جذب بشه.
و چون میگی برای شروع داستانه، سعی کن که در عینِ این گفتگو ابهام خودش رو حفظ کنه.
که مثلا مخاطب کنجکاو بشه چرا اینطوریه و این شخصیت یکهویی از کجا اومد و کنجکاو بشه بابتش، و تو همون دو سه پارت اول لو نره که دو شخصیتیه اما مخاطب کاملا حسش کنه و انس بگیره با داستان.
 
خواهش میکنم :)
و همینطوره!
حتما با بهترین حالت شروع میکنی، با بهترین حالت ادامه میدی، و با بهترین حالت رمانت و ایدت میترکونه!
و الان درموردِ این اوج و شروعِ داستان ایده ای تو ذهنته؟ که کمی آروم و با مقدمه و بعد یکهو بیفتیم وسط یک داستان جذاب!
درمورد شروعش ایده ایی ندارم ولی مثلا میتونه وقتی از خواب بیدار میشه بفهمه که محیط اطرافش عادی نیست کم کم لز اتاقش بیرون میره ازپله ها که پایین میره میبینه کسی نیست در حالی که همیشه خونه شلوغ بوده
به سالن پذیرایی که میرسه یه نگاه به آشپزخونه میندازه و میبینه که سینا در حال اشپزی هست درحالی سینا ز اشپزی متنفره بخاطر همین بیشتر مشکوک میشه انگار یه حسی بهش میگه که ارکا مواظب باش اینجا یه چیزی درست نیست
همینطوری که به سمت اشپزخونه میرفته سینا رو با لباسایی که دید که همیشه میگفت از اونا متنفره بخاطر همین با سریعترین حالت میره پشت اون شخص تا میخواد ه اون شخص یا موجود ضربه بزنه اون موجود با نیشخند زشتی بهش میگه عه عه اقا ارکا اینجا قلمرو...
که ارکا بدون توجه به سمت اون موجود میره و شروع به مبارزه میکنند و ...
 
مثلا همیشه با همین شخصیت دومش کشمکش داشته باشه و درمورد ادبی نوشتن من یکمی توی ادبی نوشتن مشکل دارم این یکم کارمو سخت میکنه
مشکلی نیست!
همه اولش مشکل دارن و نگرانش نباشین! بعدش با کمی تمرین درست میشه.
ببینین متنتون درسته خب؟ فقط برای ادبی نوشتنش کمی رسمی تر روایت کنین و مثلا بعضی رو ها بشه را! یا یه ها بشه یک... درست میشه. فقط یک کوچولو باید لحنتون و عوض کنین و یک ذره کلمات و تغییر بدین تا شکل رسمی تر بگیرن همین.
اگر خواستین چندتا ادبی نویسی متن هم داشته باشین تمرین خوبیه اما در کل دستتون میاد و چندان سخت نیست.
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
عقب
بالا پایین