حس میکنم ویژگی یا اخلاقیاتی هست که من توش کم گذاشتم میخوام اونا رو بفهمم تا در گذر رمان اونا رو هم بهش اضافه کنم
هرچند شخصیت من یه رفیق صمیمی و شاد و به قول خودش دلقکی داره که خیلی هم بامعرفت و باحال هست و توی زندگی ارکا پابهپای اون میاد
ارکا هم تمام تلاشمو میکنه تا اگه سینا رفیقش مشکلی داشت با تمام بی حسیش به رفیقش کمک کنه
حتما همینطوره و این و بهتون بگم ک سعی میکنیم حلش کنیم اما نگرانش نباشین چون خیلی وقت ها توی حینِ نوشتن اون ویژگی ها و اخلاقیات نمود پیدا میکنن و متوجهاش میشین.
و با توجه به چیزی که شما گفتین؛ همچنین شخصیتی تقریبا میشه گفت همه ی ویژگی هاش درست و به جا بودند.
اما خب... این شخصیتِ دو قطبیمون میتونه متفاوت و جذاب تر هم باشه؛ اما کلیتِ اخلاقیش و بخوایم بررسی کنیم. به عنوانِ یک شخصیتِ دو قطبی باید با هنرِ نویسندگیتون جوری کار کنید روی شخصیت که وقتی مخاطب داستانتون رو میخونه؛ این ویژگی های ریز و درشتی ک گفتیم توی فضای روایت منعکس بشه و مخاطب این رو حس کنه ک این شخصیت همیشه متفاوت بوده، و متفاوت بودن شخصیتتان باعث میشه دستتون توی یکهو غافلگیر کردنِ مخاطب باز باشه.
خب حالا بیایم ویژگی های دو قطبی و بررسی بکنیم.
تا ببنیم مثلا چ چیزهای کم یا زیاده توی شخصیتمون؟
خب راستش در این مورد یکمی اطلاعات دارم و شماهم مطمئنا برای داستانتون کمی اطلاعات درمورد این افراد کسب کردین.
کسایی که اختلال دوقطبی دارند مداوم درحال حرکت بین فاز افسردگی و فاز شیدایی اند، حالا این تغییرات همیشه شدید و جدی نیستند؛ گاهی معمولی و تدریجیاند که این ویژگی...
میتونه توی صحنه های داستانتون کاملا ملموس باشه؛ اینطوری که مثلا...
توی یک صحنه این اختلال خیلی بیشتر به چشم بیاد، با یک رفتار عجیب یا اتفاق و تصمیم عجیب یا با چیزای کوچکی مثل دیدِ منحصر به فردِ شخصیت.
این چنین شخصیتی معمولا به خاطرِ بیش فعالی و بی قراری که دارن مدام در حال تغییر حالند و معمولا توی حالت افسردگی هم خیلی قرار میگیرند.
توضیحات ادامه داره...