افسردگی همیشه تو یک چهره‌ی غمگین و یک حال گرفته خودشو نشون نمیده.
افسردگی گاهی وقتا حوصله‌ایه که نداری، حرف‌هاییه که نمیزنی یا گاهی وقتا عصبانیتیه که یهو فوران میکنه و سرریز میشه.
 
گاهی تحرکیه که نداری یا تلاشیه که نمیکنی یا چشماتن که گرایش و میل بی‌حدی به خوابیدن و فاصله گرفتن بی‌اختیار از جهان دارن.
افسردگی گاهی اعتمادیه که خیلی وقته به کسی نداری یا قولاییه که خودتم بکشی دیگه نمی‌تونی باورشون کنی.
 
گاهی وقتا به هم ریخته بودن ظاهره، گاهی وقتام لذت نبردن از دلخوشیاییه که قبلاً داشتی.
آدمای افسرده، می خندن، می رقصن و هرگز حرف زیادی از تاریک بودن زندگیشون نمیزنن. اونا خیلی وقته خودشونو تو یک اتاق انرژی منفی زندانی کردن و حین بستن در، بی تفاوت به همه چی، دو قفلَش کردن.
 
کی این تاپیک رو خونده (کل خوانندگان: 1)
عقب
بالا پایین