دفترچه خاطرات [ دفترچه خاطرات نمو ]

چند وقته خیلی جدی شدم بی تفاوت نمی‌دونم باید بترسم یا خوشحال باشم دیشب تا صبح نخوابیدم
از پنجره بیرون و نگاه می کردم و موسیقی گوش دادم
ولی حتی یک کلمه از متن موسیقی رو نفهمیدم
چون فکر و خیالم به هزار سمت می رفت .
هر به ضرب آهنگ منو می برد تو به داستان یه قسمت از زندگیم
همه چیو پذیرفتم
ولی خب نمیشه سخته
دیگه دارم نمی تونم
تحمل این نگاها برام سخته تو عوضی که میدونی براچی اونجوری نگام می کنی پس
چند وقته تمام حرفات داره تو سرم پخش میشه
ازت بدم اومده خیلی زیاد من احمقم تو چند سال بهم دروغ گفتی من ساده نبودم دوست عزیز من هربار بهت فرصت میدادم که کاراها تو درست کنی
ولی اشتباه می کردم اگه قرار بود درستش کنی از اول خرابش نمی کردی.
 
حرفات منو می‌بره لبه پرتگاه من از بلندی نمی ترسم دوست عزیز من دیگه از هیچی نمی ترسم
ولی تو خیلی مواظب خودت باش
چون اگه یه روز مونده باشه تا لحظه مرگم اول اون پسره رو که پروانه مو گرفت آتیش میزنم بعد با سرعت نور از روت رد میشم مرگ و زندگی خودمم خیلی فرقی نداره
اون جمله ها خیلی برات گرون تموم میشن تو یه دیونه رو انداختی سر لج دلم برات میسوزه
چون قرار با کلی اتفاق رو به رو بشی
 
از هوای ابری خیلی خوشم میاد یجوریه هم درگیره هم دلگیره هم خنکه هم نم بارون می خوره تو صورتت هم بوی نم می پیچه تو کوچه و خیابون
اصلا آفتابو دوست ندارم همیشه از خورشید بدم میومد گرمای مزخرف
دلم برف می خواد سرما
یخ بندون دلم می خواد هوا اینقدر سرد باشه که موقع حرف زدن بخار از دهنم بیاد بیرون
دلم می خواد وقتی از در خونه میرم بیرون پاهام تا زانو بره تو برف با سختی راه برم
اینقدر سرد باشه که صورتم قرمز بشه.
رو مژهام دونه های برف بشینه.
 
آخرین ویرایش:
ازت بدم میاد
ازت بدم میاد
ازت بدم میاد
ازت بدم میاد
ازت بدم میاد
ازت بدم میاد
ازت بدم میاد
ازت بدم میاد
ازت بدم میاد
ازت بدم میاد
ازت بدم میاد
ازت بدم میاد
ازت بدم میاد
ازت بدم میاد
ازت بدم میاد
ازت بدم میاد
ازت بدم میاد
ازت بدم میاد
ازت بدم میاد
ازت بدم میاد
 
حالم از خودم بهم می خوره
از خودم بدم میاد
از خودم می ترسم
از خودم نفرت دارم
از خودم خوشم نمیاد
دلم می خواد خودمو از رو کره زمین محو کنم
از خودم بی زارم
همش تقصیر توعه
مگه من چیکارت کرده بودم
که اینجوری کردی هان ؟
مگه من چیکار کردم
من تاوان چی رو دارم میدم
تو که میدونستی من زندگیم اینه
تو چرا دیگه
حداقل هیچی نمی گفتی
نه اینکه هرسری بدترش کنی
ازت متنفرم
ازت متنفرم
ازت متنفرم
ازت متنفرم
ازت متنفرم
ازت منتفرم
ازت متنفرم
ازت متنفرم
 
امروز اتفاقی نوشته و نقاشی هایی که بچه های همسایه قدیم مون برام نوشته بودنو پیدا کردم
یه خواهر برادر کوچولو بودن حدوداً پنج یا شش ساله خیلی بانمک حرف میزدن مادر و پدرشون از این دعوایی ها بودن وحشی چنگ می کشیدن به سر و صورت هم
من عادت داشتم از پنجره بیرون رو نگاه می کردم یه روز دیدم خواهر داداش بغل کرده دارن باهم گریه می کنن
نمیدونم چرا اما مثل همیشه رفتم پایین
واسه طرح دوستی واسشون لواشک بردم من اون موقع کلاس شیشم بودم .
دیدم یه دختر گوگولی مو چتری تمام صورتش کبود
داداشو بغل کرده بود که باباش داداش کوچیک شو کتک نزنه
 
الهی بمیرم واسه دل مهربونش
از اون روز باهم دوست شده بودیم با هم نقاشی می کشیدیم رو پشت بوم واسه خودمون چادر زده بودیم
باهم اسم و فامیل بازی می کردیم.
با هم انیمیشن نگاه می کردیم.
همیشه ازم می پرسید بنظرت میشه مامان و بابا باهم دوست بشن
منم به دروغ می گفتم آره عزیزم چرا نشه
ببخشید که بهت دروغ گفتم عزیزم دلم نمی خواست آروز های قشنگ تو خراب کنم
بعدش فهمیدم داداش کوچیکش مشکل تنفسی داره تنش و درگیری براش خوب نیست واسه همین خواهرش اینقدر مواظبش بود.
دوست کوچولوم همیشه موها مو‌ خرگوشی می بست
منم واسش سالاد ماکارونی درست می کردم
ازم می پرسید خونه شما همیشه آرومه
منم به دروغ می گفتم آره
ولی نبود نمی خواستم فکر خوب بودن فقط مال فیلم هاست
من بازم بهش دروغ گفتم
از خودم بدم میاد من همیشه به کسایی که دوست شون داشتم دروغ گفتم.
 
تنهایی خیلی جالبه
هیچکسو نمی بینی
در نتیجه صدای هیچکسم نمی‌شنوی
رفتارهای هیچکسم آزارت نمی‌ده
چون اصلان کسی رو ندیدی که بخوای باهاش حرف بزنی که باعث آزارت بشه
خودتی و خودت
با موسیقی های مورد علاقه ات و فیلم سریال های که دوست داری
با هیچکسم قرار نیست بحث کنی که کدوم فیلمو ببینی
تا هروقتم بخوای بیداری می مونی
بدون اینکه کسی بهت گیر بده
هرچقدر خواستی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌باصدای تلویزیونو زیاد می کنی
اصلان هر غلطی بخوای می کنی بدون اینکه کسی بهت گیر بده
پس چرا می گید تنهایی خوب نیست و کسل کننده است
اتفاقا تنهایی خیلیم عالیه بهترین آرامش دونیا است
وقتی هیچکس نبینی روح و روانت در آرامشه
 
خداحافظ تموم آرزوهام دیگه هیچوقت کنارتون نمیام :)
 
هنوز به حرفات فکر می کنیم
یه وقتایی در مورد بعضی از آدمای زندگیم فکر می کنم ،بعدش به خودم میگم دختر اگه اشتباه کرده باشی چی ؟
رفتار شماها منو وادار می کنه اینجوری بشم دارید یه کاری می کنید که عوض بشم
تو ماجرا نبودم ولی آخه مگه چی شده بود
هرچی بهت گفته باشن هرچی از من شنیده باشی وقتی اینقدر راحت هرچی می تونستی گفتی بدون اینکه به من بگی چی شده تو مقصری دیرم کردی دیگه پیش من جایی نداری
هنوز میگم شاید من برداشتم اشتباه بوده
ولی وقتی اینقدر واضح حرف میزدی
جایی برای اشتباه باقی نمی مونه.
 
عقب
بالا پایین