اختصاصی شاهنامه

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع :)MAHAK
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
قسمتبیستو_یکم

در قسمت قبل خواندیم کاوه طومار ضحاک را پاره کرد، دست پسرش را گرفت و از تالار بیرون رفت.

و اینک ادامه ی داستان:
وقتی کاوه از درگاه شاه بیرون رفت، مردم را به دور خود جمع کرد و فریاد برآورد و همه را به دادخواهی و مبارزه با بیداد دعوت کرد، آنگاه چرمی را که آهنگران به هنگام کار بر کمر می بندند، در آورد و بر بالای نیزه آویخت. چون کاوه چنین کرد، غوغایی برخاست. کاوه فریادکنان و نیزه به دست می رفت و تمام بزرگان را می خواند که هر که هوای فریدون دارد و از دست ضحاک خلاصی می طلبد با من همراه شود تا فریدون را بیابیم. چیزی نگذشت که جماعتی انبوه به سرکردگی کاوه به فریدون ملحق شدند. فریدون چون آن چرم بر نیزه دید، آن را به فال نیک گرفت و با دیبای رومی و زر و گوهر زینت داد و آن را درفش کاویانی نام نهاد.

از آن پس هر کس که بر تخت شاهی تکیه زد، بر آن چرم، گوهرهای فراوانی افزود. آن قدر بر این چرم گوهر و پارچه های دیبا و ابریشم آویختند که در شب تاریک چون خورشید نورافشانی می کرد.

بگشت اندرین نیز چندی جهان
همی بودنی داشت اندر نهان

فریدون چون روزگار را بر وفق مراد و روزگار ضحاک را برگشته دید، با لباس رزم نزد مادر آمده و بدو گفت: من برای نبرد با اهریمن می روم و از تو می خواهم که برایم دعا کنی.

چون مادر عزم فرزندش را جزم دید، با دیدۂ گریان فرزند را وداع گفت و روی به درگاه خداوند آورده و گفت: خدایا من این فرزند را به تو می سپارم، تو خود او را از بلایا حفظ کن و جهان را از پلیدی و زشتی پاک گردان.

فریدون عزم رفتن کرد و دیگر به حرف کسی گوش نکرد. فریدون دو برادر بزرگ تر داشت. یکی را نام کیانوش بود و دیگری شادکام. فریدون دو برادر را نزد خود خواند و به ایشان گفت: ای برادران من! همیشه در شادکامی زندگی
کند و بدانید تاج شاهی به ما بازخواهد گشت؛ بروید و آهنگران زبده را بگویید برای من گرزی گران بسازند.

چو بگشاد لب هر دو برخاستند
به بازار آهنگران تاختند

هر آنکس کز آن بیشه بد نامجوی
به روی فریدون نهادند روی

جهانجوی پرگار بگرفت زود
وزان گرز پیکر بدیشان نمود

نگاری نگارید بر خاک پیش
هميدون بسان سر گاو میش

وقتی کار ساختن گرز به پایان رسید، آن را نزد فریدون آوردند. فریدون آن چنان از گرز خوشش آمد که به آهنگران سیم و زر بخشید و به آنها نوید مقام و بزرگی داد.
 
عقب
بالا پایین