آموزش‌زبان‌خارجی فعل در زبان عربی: ساختار، معنا و نقش آن در جمله

HIIIS

مدیر آز تالار علوم+مقاله‌نویس+مترجم آز+جادوگر سیاه
پرسنل مدیریت
مدیر آزمایـشی تالار
ژورنالیست
مشاور
تیم‌تعیین‌سطح
مقام‌دار آزمایشی
نوشته‌ها
نوشته‌ها
3,010
پسندها
پسندها
15,045
امتیازها
امتیازها
648
سکه
4,331

مقدمه:

زبان عربی از جمله زبان‌هایی است که بر پایه‌ی نظام صرفی و نحوی بسیار منسجم و منطقی بنا شده است. در این زبان، واژه‌ها به سه دسته‌ی اصلی اسم، فعل و حرف تقسیم می‌شوند که هرکدام نقش بنیادینی در ساختار جمله ایفا می‌کنند. در میان این سه نوع کلمه، فعل به‌عنوان قلب تپنده‌ی جمله‌ی فعلیه، نشانگر وقوع عمل، رویداد یا حالت است و ارتباط میان فاعل و مفعول را برقرار می‌سازد. درک درست از فعل در زبان عربی، کلید فهم نحو و صرف این زبان است و بدون تسلط بر آن، دست‌یابی به ترجمه‌ی دقیق متون عربی امری دشوار خواهد بود.
 

تعریف فعل:

فعل در اصطلاح نحویون، «کلمه‌ای است که دلالت بر وقوع کاری یا حدوث حالتی در زمان معیّن می‌کند». به‌عبارت دیگر، هر واژه‌ای که نشان دهد کسی کاری انجام داده یا حالتی در زمانی رخ داده است، فعل نام دارد.
به عنوان نمونه:
*کَتَبَ الطّالبُ الدَّرسَ (دانش‌آموز درس را نوشت)
→ «کَتَبَ» فعل است، زیرا بر وقوع نوشتن در گذشته دلالت می‌کند.
 

اقسام فعل از نظر زمان:

از نظر زمان وقوع، فعل در زبان عربی به سه نوع اصلی تقسیم می‌شود:

1.فعل ماضی (گذشته):
دلالت بر انجام عمل در زمان گذشته دارد.
مثال: جَلَسَ الطّالبُ (دانش‌آموز نشست).

الف)معمولاً با حرکت فتحه در آخر (اِعراب) شناخته می‌شود.
ب)در ترجمه، عمل انجام‌شده را نشان می‌دهد.
 
2.فعل مضارع (حال و آینده):
دلالت بر وقوع عمل در زمان حال یا آینده نزدیک دارد.
مثال: یَکْتُبُ الطّالبُ الدَّرسَ (دانش‌آموز درس را می‌نویسد).

الف)حروف آغازین افعال مضارع را معمولاً با قاعده‌ی معروف «نَأَتِی» (ن، أ، ت، ی) می‌توان شناخت.
ب)بسته به سیاق جمله و حروف ناسخ (مثل سَـ یا سَوْفَ)، معنای حال یا آینده می‌گیرد.


3.فعل امر:
دلالت بر درخواست، فرمان یا خواهش برای انجام کاری در آینده دارد.
مثال: اُکْتُبْ الدَّرسَ! (درس را بنویس!).

الف)همواره مخاطب را مورد خطاب قرار می‌دهد.
ب)معمولاً از فعل مضارع ساخته می‌شود.
 

اقسام فعل از نظر ساختار و صرف:

از لحاظ صرفی، یعنی از نظر تعداد حروف و ریشه، افعال عربی به دو دسته تقسیم می‌شوند:

1.فعل ثلاثی (سه‌حرفی):
دارای سه حرف اصلی (اصل) است. مانند: کَتَبَ، نَصَرَ، ضَرَبَ، عَلِمَ.

الف)بیشتر افعال عربی از این نوع‌اند.
ب)این افعال، ریشه‌ی بسیاری از مشتقات زبان عربی هستند.
 
2.فعل مزید فیه (زیاده‌دار):
افعالی هستند که بر ریشه‌ی ثلاثی افزوده شده‌اند تا معنای جدیدی ایجاد کنند.
مثال:
*کَتَبَ → أَکْتَبَ (باعث نوشتن شد)
*عَلِمَ → عَلَّمَ (آموخت)
*نَزَلَ → أَنْزَلَ (فرود آورد)


افزایش حروفی چون اَلف، تاء، همزه، نون و… باعث تغییر معنای فعل می‌شود.
 

اعراب افعال عربی:

اعراب افعال (تغییرات در پایان فعل) نشانگر نقش و حالت آن در جمله است:

1.فعل ماضی: معمولاً مَبنی است (پایان آن ثابت است).
الف)بر فتح (کَتَبَ)،
ب)بر سکون (کَتَبْتُ)،
ج)یا بر ضم (کُتِبُوا) بنا می‌شود.
 
2.فعل مضارع: مُعرب است، ممکن است منصوب، مرفوع یا مجزوم شود.
الف)مرفوع: یکتبُ (در حالت عادی)
ب)منصوب: لن یکتبَ (با لن، لِکی، حتّی…)
ج)مجزوم: لم یکتبْ (با لم، لمّا، لا الناهیة…)

3.فعل امر: همیشه مبنی است، معمولاً بر سکون یا حذف حرف عله.
 

فاعل و مفعول:

فعل در جمله، فاعل را طلب می‌کند؛ یعنی کسی یا چیزی که عمل را انجام می‌دهد.
مثلاً در جمله‌ی کَتَبَ زیدٌ الدَّرسَ:

الف)«کَتَبَ» فعل است،
ب)«زیدٌ» فاعل،
ج)و «الدَّرسَ» مفعول‌به.

منتسب‌کردن عمل (کتابت) به فاعل وجه ممیز جمله‌ی فعلیه است.
 

فعل لازم و متعدی:

1.فعل لازم: عملی که تنها از طرف فاعل صادر می‌شود و به مفعول نیازی ندارد.
مثال: نَامَ الطّفلُ (کودک خوابید).

2.فعل متعدی: عملی که نیاز به مفعول دارد تا معنا کامل شود.
مثال: کَتَبَ الطّالبُ الدَّرسَ (دانش‌آموز درس را نوشت).
 
کی این تاپیک رو خونده (کل خوانندگان: 2)
عقب
بالا پایین