نه نفهمید کسی منزلت شمس مرا
قرنها بعد در آن کنگرهها میفهمند
دلبرت هرقدر زیباتر، غمت هم بیشتر
پشت عاشق را همین آزارها تا میکند
نه نفهمید کسی منزلت شمس مرا
قرنها بعد در آن کنگرهها میفهمند
دیگر سراغ از ما نمی گیری، کجایی؟دلبرت هرقدر زیباتر، غمت هم بیشتر
پشت عاشق را همین آزارها تا میکند
دیگر سراغ از ما نمی گیری، کجایی؟
شاید کـه یـادت رفته قول زیر قرآن
نه تبسم، نه اشاره، نه سوالی، هیچ چیزنقشه میریخت مرا از تو جدا سازد شک
نتوانست، بنا کرد به توهين کردن
نه تبسم، نه اشاره، نه سوالی، هیچ چیز
عاشقی چون من فقط او را تماشا میکند
یک غزل میخوانم از یک شاعر خوب وجواندر این رسانه ی دنیا میان برفکها
نه مانده از تو صدایی نه مانده تصویری
یک غزل میخوانم از یک شاعر خوب وجوان
خواند تا این بیت که من گفته بودم آن قدیم:
“سعی من در سربهزیری بیگمان بیفایدهست
تا تو بوی زلفها را میفرستی با نسیم”
موج را تغییر دادم این میان گفتی به طنز:من به بعضی چهرهها چون زود عادت میکنم
پیششان سر بر نمیآرم، رعایت میکنم
موج را تغییر دادم این میان گفتی به طنز:
“با تشکر از شما راننده ی خوب و فهیم”