دیگر دلم، رخت سفیدم، نیست در بند
دیروز طوفان شد، چه طوفانی دلم رفت
از رقیبان کمین کرده عقب میماند
هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را
مادرم بعد تو هی حال مرا میپرسد
مادرم تاب ندارد غم فرزندش را
تا تو بودی در شبم، من ماه تابان داشتم
یک زمان پیشآمدی بودم که امکان داشتم