مشاعره |مشاعره با اشعار بهرام سالکی|

زین همه موجود بیرون از شمار
کس نبودی جز وجود کردگار
 
یا بگو: آنجا چرا کم برده‌ای؟
یا چرا از این و از آن خورده‌ای؟
 
یک‌ شبه سیاه شده‌است
و تمام واژه‌های سفید، تباه
 
و بر زخم‌های بارور خود قابی بدوز.
بگذار، تکثیر شوند جیب‌های بی‌وزن .
 
لیکن این را باش! کو بنشسته است
تا که دوغی زین میان آرد به دست

از من احمق‌تر، تو این ابله بدان
در قیاسش، خود ارسطویم بخوان!
 
عقب
بالا پایین