سپید‌جادوگر کتاب‌فروشی ماه سیاه

TAAHA

مترجم آزمایشی+جادوگر سپید
ژورنالیست
ویراستار
رمان‌خـور
مقام‌دار آزمایشی
نویسنده نوقلـم
نوشته‌ها
نوشته‌ها
107
پسندها
پسندها
532
امتیازها
امتیازها
93
سکه
263
به نام خدای کتاب.
در خیابان ساگ ویچ، زمانی که مه سرد و مرموز آرام آرام هوا را در بر می‌گیرد، کتاب‌فروشی‌ای افتتاح شده است.
لطفا قبل از وارد شدن به فضای مرموز کتاب فروشی، قوانین را خوانده و به آنها دقت کنید.


قوانین:
بند ۱: سکوت رعایت شود. هیچ گونه سروصدا در این مکان حتی با دلیل قابل قبول نیست.
بند ۲: بعد از انتخاب کتاب، برای خرید آن کد مربوط به آن که روی کارت جلد است را به پذیرش بدهید.
بند ۳: برای هر قبیله بخش های مربوطه ساخته شده و ما مسئولیتی در قبال انسان ها و کسانی که به بخش های مربوطه به قبیله های دیگر می روند نداریم.
بند ۴: بعضی از کتاب ها قدرت‌های جادویی دارند؛ با احتیاط از آنها استفاده کنید!


اگر سوالی دارید، می توانید با مدیریت در میان بگذارید.
مدیریت: ۰۳۱-۹۴-۸۵-۵۵
آقای ماه سیاه.


مکان کتاب‌فروشی ماه سایه: خیابان ساگ ویچ، پلاک ۵۵

از شما به خاطر انتخاب کتاب‌فروشی ما ممنونیم!
 
آخرین ویرایش:
خدمات کتاب فروشی ماه سیاه:

.خرید رمان

برای درخواست رمان علمی تخیلی، قیمت : ۴ سکه
برای درخواست رمان فانتزی، قیمت : ۵ سکه
به شماره«۰۳۱-۹۴-۸۵-۵۵»پیام بدهید و اسم رمان موردنظر را اعلام کنید.

توجه: ممکن است رمان موردنظر شما یافت نشود. پس لطفا بعد از گرفتن رمان پول را ارسال کنید.

. عضویت همیشگی
بعد از عضویت همیشگی، از تخفیف های کتاب‌فروشی و کتاب های جدید با خبر می‌شوید و برای خرید هر کتاب، ۵ تا ۲۰ درصد تخفیف دارید!
قیمت:۵۰ سکه

این خدمات به روز رسانی می شود!
 
آخرین ویرایش:
#معرفی
_25se7b
کتاب‌خانه نیمه شب
نویسنده: مت هیگ
ژانر: فانتزی ماجراجویانه، فلسفی، علمی تخیلی
_25se7b

جوایز و افتخارات کتاب کتابخانه نیمه شب

  • حضور در لیست پرفروش‌ترین کتاب‌های نیویورک تایمز
  • برنده‌ی جایزه‌ی بهترین اثر داستانی گودریدز به انتخاب مخاطبان در سال 2020
  • یکی از ده کتاب برتر سال ایندیپندنت لندن
  • بهترین کتاب علمی - تخیلی و فانتزی به انتخاب ویراستاران سایت آمازون
_25se7b
نورا سید، دختر ۳۵ساله‌ی افسرده‌ای است که با گربه‌اش زندگی می‌کند. او زندگی پریشان و ناامیدی دارد. پدر و مادرش را از دست ‌داده، مدت‌هاست از برادرش بی‌خبر است و ازدواجش با دَن را، دو روز مانده به مراسم عروسی بر هم زده. نورا با وجود تمام استعدادها و توانایی‌هایش در موسیقی و ورزش و علوم، قید تمام رؤیاها و آرزوهایش را زده و در یک فروشگاه کوچک لوازم موسیقی کار می‌کند. هفته‌ای یک ساعت هم به یک نوجوان پیانو درس می‌دهد.
داستان از جایی آغاز می‌شود که به او خبر می‌دهند گربه‌اش در خیابان تصادف کرده و مُرده. روز بعد با سختی تمام و با وجود اندوهش، به محل کارش می‌رود. اما رئیسش به او می‌گوید افسردگی‌اش باعث شده مشتری‌ها به فروشگاه نیایند و نورا را اخراج می‌کند. چند ساعت بعد تنها شاگرد موسیقی‌اش را از دست می‌دهد. به دوستش ایزی پیام می‌دهد تا با او درد دل کند، اما ایزی جوابش را نمی‌دهد، و کمی بعدتر همسایه‌ی پیرش به او می‌گوید دیگر به کمکش احتیاجی ندارد و از حالا پسری که در داروخانه کار می‌کند به او کمک خواهد کرد. نورا که حس می‌کند به انتها رسیده و کسی به او اهمیتی نمی‌دهد، به برادرش پیام می‌دهد و با قرص‌های ضدافسردگی خودکشی می‌کند.
نورا زمانی که چشمانش را باز می‌کند خود را در ساختمانی غریب می‌یابد. جایی شبیه به کتابخانه؛ همه‌ی قسمت‌های آنجا کتاب چیده شده و قفسه‌هایش تا ابد ادامه دارد. او در برابر خود خانم الم را می‌بیند، کتابدار دبیرستانشان که رابطه‌ی خیلی خوبی با او داشت و همیشه اوقاتش را در مدرسه در کنار او می‌گذارند.
خانم الم به نورا می‌گوید: «اینجا جایی بین زندگی و مرگ است و تو الان در کتابخانه نیمه‌شب هستی. کتاب‌های اینجا از نظر ظاهر شبیه به هم هستند، همگی سبزند و هیچ نوشته‌ای بر روی جلدشان نیست.» خانم الم به نورا می‌گوید که همه‌ی این کتاب‌ها انتخاب‌های دیگر او در زندگی هستند. تصمیماتی که او می‌توانست بگیرد و اتفاقات دیگری که می‌توانستند برایش پیش بیایند. خانم الم از نورا می‌خواهد یکی از این کتاب‌ها را بردارد و ببیند زندگی او با انتخاب دیگر چطور می‌شد. نورا که دوست دارد زودتر بمیرد و نمی‌خواهد در میانه‌ی مرگ و زندگی دست‌وپا بزند، مقاومت می‌کند اما خانم الم اصرار دارد که شانسش را امتحان کند.
کتاب اولی که نورا برمی‌دارد، به زندگی مشترک او و دَن می‌پردازد. در این حالت این دو با هم ازدواج‌ کرده‌اند اما زندگی آن‌ها کسالت‌بار و همه‌چیز بینشان ناخوشایند است تا درنهایت نورا می‌فهمد دن دارد به او خیانت می‌کند. نورای عصبانی کتاب را برجایش می‌گذارد. خانم الم از او می‌خواهد کتاب دیگری بردارد. نورا این بار کتابی انتخاب می‌کند که در آن گربه‌اش هنوز زنده است. اما در این حالت هم گربه‌اش در خانه و خیلی ناگهانی می‌میرد. نورا از این کتاب هم ناامید و ناراحت می‌شود. خانم الم می‌گوید این گربه درهرصورت از دست می‌رفت چون بیمار بود و مرگ او هرگز به خاطر بی‌مبالاتی و بی‌دقتی نورا نبوده است.
نورا بارها و بارها حالات دیگر زندگی‌اش را می‌بیند و می‌فهمد هیچ‌کدام آن‌طور که تصور می‌کرده و رؤیایش را می‌بافته پیش نمی‌رود. همه‌ی حسرت‌هایش در زندگی بیهوده بوده است.

دیالوگ ماندگار:
«ترس از عشق همان ترس از زندگی است و کسی که از زندگی بترسد مرده‌ای بیش نیست.»

برای خوندن بریده هایی از کتاب روی
این کلمه کلیک کنید.

_25se7b
با ۴ و ۵ سکه (به انتخاب خودتان) می توانید این کتاب را تهیه کنید و از خواندن آن لذت ببرید.
برای خرید به شماره «۰۳۱-۹۴-۸۵-۵۵» پیام بدهید و درخواست خرید کتاب «کتاب‌خانه نیمه شب» را مطرح کنید.
 
آخرین ویرایش:
عقب
بالا پایین