شایعه روح خبیث|شایعه نویس HIIIS

نوشته‌ها
نوشته‌ها
3,960
پسندها
پسندها
4,622
امتیازها
امتیازها
378
سکه
2,263
«زری مطمئنی که اینجا امنه برا قایم شدن؟»
هیسی گفتم تا ساکت شود و صداهای پا از ما دور شوند. بعد که خیالم راحت شد، دستش را کشیدم تا با هم از پشت دخمه‌ای که برای قائم شدن ساخته شده بود، بیرون برویم.
فضای تاریک این مکان من را یاد فیلم ترسناک‌ می‌انداخت. همان‌هایی که اسیر جن و روح می‌شدند ساکنین جدیدش و متاسفانه با اصرار شدید اقیانوس ملقب به ریپر، برای تزریق آدرنالین زیاد به این اتاق فرار آمده بودیم.
آرام و به حالت زمزمه گفتم:
«اون پازل اتاق سوم یک ربطی به این روح خبیث داره، مطمئنم!»
صدای پا نزدیک‌تر شد و نفس‌های کشیده هم به آن اضافه شد. اقیانوس که قلبش همانند اسمش، بزرگ و نامنتهی بود، از پشت به من نزدیک‌تر شد. به اطراف نگاهی کردم تا در این تاریکی مطلق راهمان را پیدا کنم که یک‌دفعه یک روحی از جلوی من رد شد و فریادم را درآورد.
 
عقب
بالا پایین