زبان انگلیسی اصطلاحات انگلیسی

گربه خاکستری=))

مترجم‌آزمایشی+شایعه‌نویس+رهبرجادوگران‌سپید
ژورنالیست
ویراستار
کپیـست
رمان‌خـور
مقام‌دار آزمایشی
نویسنده نوقلـم
نوشته‌ها
نوشته‌ها
608
پسندها
پسندها
2,849
امتیازها
امتیازها
203
سکه
2,950
به اصطلاح‌هایی که در طول کلاس زبانتان با آن‌ها روبه‌رو می‌شوید،‌ دقت کرده‌اید؟
آن‌ها چه معنایی دارند؟
آیا تا به حال کتابی با زبان انگلیسی خوانده‌اید؟‌ به اصطلاحات زیادی که در مکالمات استفاده می‌شود توجه کرده‌اید؟
آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید که معادل انگلیسی اصطلاحات مورد استفاده هر روز ما چیست؟

امروز قرار است با هم این اصطلاحات را بررسی کنیم، معنایشان را بفهمیم و بدانیم که در چه زمانی باید از آن‌ها استفاده کنیم.
با من همراه باشید.
 
***
The best of both worlds
یعنی می‌توانید همزمان از دو فرصت مختلف لذت و سود ببرید.

By working part-time and looking after her kids two days a week she managed to get the best of both worlds.
او با کار پاره وقت و مراقبت از فرزندانش دو روز در هفته، توانست بهترین‌های هر دو دنیا را به دست آورد.

Speak of the devil
این بدان معنی است که شخصی که شما در مورد او صحبت می‌کنید در همان لحظه ظاهر می‌شود.

Hi Tom, speak of the devil, I was just telling Sara about your new car.
سلام تام، حرف‌اش را زدیم پیدایش شد، من همین الان داشتم در مورد ماشین جدیدت به سارا می‌گفتم.

See eye to eye
به معنای توافق کامل با کسی است.

They finally saw eye to eye on the business deal.
آنها در نهایت در مورد معامله تجاری، کاملا با هم توافق داشتند.

Once in a blue moon
رویدادی که به ندرت اتفاق می‌افتد.

I only go to the cinema once in a blue moon.
من خیلی به ندرت به سینما می‌روم.

When pigs fly
چیزی که هرگز اتفاق نخواهد افتاد.

When pigs fly she’ll tidy up her room.
وقتی خوک‌ها پرواز می‌کنند (هیچ وقت)، او اتاقش را مرتب می‌کند.
***
 
عقب
بالا پایین