دانستنی‌های‌روانشناسی انواع غم در روانشناسی

۱۰. غم ناشی از تغییر؛ حتی اتفاق‌های خوب هم می‌توانند ما را غمگین کنند​


گاهی یک اتفاق مثبت رخ می‌دهد، اما در کنار خوشحالی، احساس غم هم داریم. فارغ‌التحصیلی، ازدواج، مهاجرت، شروع شغل جدید یا حتی نقل مکان به خانه‌ای بهتر می‌تواند چنین احساسی ایجاد کند. دلیلش این است که هر تغییر، حتی اگر خوب باشد، معمولاً با خداحافظی با وضعیت قبلی همراه است. انسان باید از محیط، آدم‌ها، عادت‌ها یا نسخه‌ای از زندگی که به آن عادت کرده جدا شود. بنابراین، مغز ممکن است هم‌زمان دو احساس متضاد را تجربه کند: خوشحالی برای چیزی که در راه است و غم برای چیزی که پشت سر گذاشته می‌شود.
 

۱۱. غم سرکوب‌شده؛ احساسی که اجازه بروز پیدا نکرده است​


بعضی افراد از کودکی یاد گرفته‌اند که نباید گریه کنند، نباید ضعف نشان دهند یا باید همیشه قوی باشند. در نتیجه، هنگام ناراحتی تلاش می‌کنند غم خود را نادیده بگیرند. اما نادیده گرفتن یک احساس همیشه باعث از بین رفتن آن نمی‌شود. غمی که فرصت پردازش و بیان پیدا نکرده، ممکن است بعدها به شکل بی‌حوصلگی، خستگی، عصبانیت، گریه ناگهانی یا احساس سنگینی درونی خودش را نشان دهد. در واقع، گاهی فرد فکر می‌کند عصبانی است، اما زیر آن عصبانیت، غمی وجود دارد که مدت‌ها اجازه دیده شدن نداشته است.
 

۱۲. غم وجودی؛ وقتی با سؤال‌های بزرگ زندگی روبه‌رو می‌شویم​


این نوع غم معمولاً دلیل مشخص و ساده‌ای ندارد. فرد ممکن است زندگی عادی داشته باشد، اما ناگهان به سؤال‌هایی درباره معنای زندگی، گذر زمان، مرگ، تنهایی انسان یا هدف خودش فکر کند. دلیل شکل‌گیری این غم، آگاهی انسان از محدود بودن زندگی و گذر زمان است. ما می‌دانیم که فرصت‌ها همیشگی نیستند، آدم‌ها تغییر می‌کنند و زندگی همیشه مطابق برنامه ما پیش نمی‌رود. این آگاهی گاهی می‌تواند احساس سنگینی و اندوه ایجاد کند؛ اندوهی که بیشتر از یک اتفاق مشخص، به خودِ تجربه انسان بودن مربوط است.
 

جمع‌بندی​


در نهایت، غم همیشه نشانه ضعف یا اتفاق بد نیست. هر نوع غم معمولاً پیامی در خود دارد؛ غم فقدان از اهمیت دلبستگی می‌گوید، حسرت نشان می‌دهد چیزی برای ما ارزشمند بوده، دلتنگی از خاطره و ارتباط خبر می‌دهد و غم ناشی از تغییر یادآوری می‌کند که انسان برای سازگار شدن با شرایط جدید به زمان نیاز دارد. شاید به همین دلیل باشد که غم را نمی‌توان در یک تعریف ساده خلاصه کرد؛ ما به یک دلیل غمگین نمی‌شویم و حتی همیشه برای یک چیز گریه نمی‌کنیم. گاهی برای چیزی که از دست داده‌ایم غمگینیم، گاهی برای چیزی که هرگز نداشتیم و گاهی برای نسخه‌ای از خودمان که دیگر وجود ندارد.
 
کی این تاپیک رو خونده (کل خوانندگان: 1)
عقب
بالا پایین