مادر: معصومه بیا نهار.
من: درس دارم.
خواهرم در اتاق رو باز میکنه.
من: تمرکز ندارم. انقدر نیا تو اتاق عع.
مادر از اون طرف: انقدر نرو تو اتاق. معصومه امتحان داره..!
من:??
خواهرم:?
مامانم:??
(درس من،همیشه امتحانه در نظر مامانم???)
مکالمهی هر روز بنده با خانواده..
من: درس دارم.
خواهرم در اتاق رو باز میکنه.
من: تمرکز ندارم. انقدر نیا تو اتاق عع.
مادر از اون طرف: انقدر نرو تو اتاق. معصومه امتحان داره..!
من:??
خواهرم:?
مامانم:??
(درس من،همیشه امتحانه در نظر مامانم???)
مکالمهی هر روز بنده با خانواده..
آخرین ویرایش توسط مدیر: