شعر °اشعار تک بیتی°

همیشه رود با خود میوه غلتان نخواهد داشت
به دست آور اناری را که از دست تو خواهد رفت
 
  • مردی نبود فتاده را پای زدن
    گر دست فتاده‌ای بگیری مردی

    — منسوب به سعدی
 
طی نگشته روزگار کودکی پیری رسید
از کتاب عمر ما فصل شباب افتاده است
 
  • راهی است راه عشق که هیچش کناره نیست
    آن جا جز آن که جان بسپارند چاره نیست

    — عطار نیشابوری
 
آنچه را عقل به یک عمر به دست آورده است
دل به یک لحظۀ کوتاه به هم می ریزد
 
تو نه مهتاب و نه خورشیدی و نه دریایی
تو همان ناب ترین جاذبه ی دنیایی
 
لطف کن انقدر با موهای خود بازی نکن
مؤمنم اما نه آنقدری که فکرش را کنی
 
  • دانی که چرا خانهٔ حق گشته دل آدمی
    چون آینه‌ای ساخته‌اندش ز صفا

    — پروین اعتصامی
 
هر که در عشق سر از قله برآرد هنر است
همه تا دامنه‌ ی کوه، تحمل دارند...
 
دشمن خود را نباید زد تبر
گر توانی کشت او را با شکر

سعدی
 
عقب
بالا پایین