شعر [ یه شعر به نفر قبلیت هدیه بده ]

لبخند دارم می‌زنم با اینکه دلتنگم
دارم برای زندگی با مرگ می‌جنگم
گر بگذرم ز پیش خیلی
هریک بصفا به از سهیلی
جز تو نکنم به غیر میلی
مجنون نیم اربهای لیلی

حافظ


همینطوری نوشتمش​
 
دیدی بهای عشق به جز خون دل نبود
آخر شدی شهید در این بلا تو هم.
 
تن من قایق لنگر زده در طوفان است
خودم اینجا دل من پیش تو سرگردان است

فاضل نظری
 
در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم
اصلاً به تو افتاد مسیرم که بمیرم
یک قطره ی آبم که در اندیشه ی دریا
افتادم و باید بپذیرم که بمیرم
یا چشم بپوش از من و از خویش برانم
یا تَنگ در آغوش بگیرم که بمیرم
این کوزه ترک خورد! چه جای نگرانی است
من ساخته از خاک کویرم که بمیرم
خاموش مکن آتش افروخته ام را
بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم
 
از هزاران یک نفر اهل دلند
مابقی تمثیلی از آب و گلند
 
مصلحت نیست قیاس رخِ تو با خورشید
شمس اگر اذنِ طلوع از تو بگیرد هنر است ..
❤️🌱
 
وطنم زنده بمان، زخم تو را می‌بندیم
ته این قصهِ غم، از ته دل می‌خندیم
🤍🌿
 

که ایران چو باغی‌ست خرم بهار
شکفته همیشه گل کامکار

اگر بفکنی خیره دیوار باغ
چه باغ و چه دشت و چه دریا، چه راغ

نگر تا تو دیوار او نفکنی
دل و پشت ایرانیان نشکنی

کزان پس بود غارت و تاختن
خروش سواران و کین آختن

دریغ است ایران که ویران شود
کَُنام پلنگان و شیران شود

🇮🇷❤️
فردوسی
 
عقب
بالا پایین