شعر [ یه شعر به نفر قبلیت هدیه بده ]

خنده بر لب در نقاب هایی راز آلودیم
ساقه هامان سبز و از اساس نابودیم
 
هر کجا هستم باشم
آسمان مال من است
 
  • گهی انگشت بر دندان گهی سر بر سر زانو
    بیا ای طایر دولت بیاور مژده وصلی
 
هر چند رخساره به سان دریا داریم
در پایان حکایت بی آبی تلخ رودیم
 
  • درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد
    نهال دشمنی برکن که رنج بی‌شمار آرد
 
باز می‌آورند هجوم
حروف نامتقارن لجوج
در دنیای خفه و مه‌آلود
شناور، بی‌امان در هر سو
 
اکنون که گل سعادتت پربار است
دست تو ز جام می چرا بیکار است
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: FOROZESH
  • این قافله عمر عجب می‌گذرد
    دریاب دمی که با طرب می‌گذرد
 
درد و رنجوری مارا داروی غیر تو نیست
ای تو جالینوس جان و بوعلی سینای من
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: FOROZESH
  • ای مرغ سحر عشق را ز پروانه بیاموز
    کان سوخته را جان شد و اواز نیامد!
 
عقب
بالا پایین