شعر [ یه شعر به نفر قبلیت هدیه بده ]

گیرم که فردا سپیده سر زند و روزگار به کام شود؛
با غم آنها که برای ما جان داده‌اند چه باید کرد؟

❤️‍🩹🌿​
 
-خوردیم زَخم‌ها کِه نَه خون آمَد و نَه آه
وَه این چِه نیش بود کِه تا اُستخوان بِرَفت!
🌿❤️‍🩹​
 
اگر چرخ وجود من از این گردش فرو ماند
بگرداند مرا آن کس که گردون را بگرداند

مولانا
 
گاه گاهی که دلم میگیرد
به خودم می گویم:

در دیاری که پر از دیوار است

به کجا باید رفت؟
به که باید پیوست؟
به که باید دل بست؟

حس تنهای درونم می گوید:

بشکن دیواری که درونت داری!
چه سوالی داری؟
تو خدا را داری ...
و خدا اول و آخر با توست
و خداوند عشق است...
 
پشت هر پنجره باشم نظرم خیره به توست
در نگاهم تو فقط منظره دلخواهی
 
من میگذرم خموش و گمنام
آوازه جاودانه از توست.
 
1lfkdjkh.jpeg
 
  • ای HIIIS،
    نامت چون ردی کوتاه
    بر شن‌های زمان افتاد
    و موجی از سکوت
    آرام آن را در خود گرفت.
 
  • ای HIIIS،
    نامت چون ردی کوتاه
    بر شن‌های زمان افتاد
    و موجی از سکوت
    آرام آن را در خود گرفت.
هر که عیب دگران پیش تو آورد و شمرد
بی گمان عیب تو پیش دگران خواهد برد
 
هر که عیب دگران پیش تو آورد و شمرد
بی گمان عیب تو پیش دگران خواهد برد
  • ای HIIIS،
  • در این راهروِ بی‌انتها از واژه‌ها
    هر صدا
    تنها پژواکی از صدایی پیش‌تر است،
 
عقب
بالا پایین