کافه کتاب کتاب‌هایی که میخوانیم!

ایرانِ عزیزم، مردم دل‌آهنینم.

در سخت‌ترین لحظات، همیشه ثابت کرده‌ایم که امید را نمی‌توان کُشت. ما مردمی هستیم که از دل خاکستر، دوباره برخاسته‌ایم. دلت را قرص نگه دار؛ تاریکی رفتنی‌ست، حتی اگر طولانی باشد.
 
وقتی کسی را دوست داری، حتی اگر برود، هنوز هم بخشی از روزهایت با او سپری می‌شود.

مردی به نام اُوِه - فردریک بکمن
 
همه‌ این چشم‌اندازها، این گل‌ها، زمین‌های کشاورزی و کهن‌ترین نقاط این سرزمین، هر بهار نشان می‌دهند چیزی وجود دارد که نمی‌توان در خون خفه کرد... من هرگز بدون این خاک نمی‌توانم بمانم.

- آلبر کامو؛ به دوست آلمانی‌اش در جنگ‌جهانی دوم.
 
آنچه مرا نکشد، مرا نیرومندتر می‌سازد.

فردریش نیچه - چنین گفت زرتشت
 
اگر چیزی که به اندازه کل دنیا برای فردی ارزش دارد را خراب کنی، هیچ مرحمی برای آن زخم وجود نخواهد داشت.

فانوس خاطرات گمشده - ساناکا هیراگی
 
جنگ، نه تنها خرابی و ویرانی می‌آورد، بلکه در نهایت بر روح انسان‌ها تأثیر منفی دارد.

جنگ و صلح - لئو تولستوی
 
بدبختی این است که نمی‌توانی گریه کنی، نه برای خودت، نه برای دیگران.

سووشون - سیمین دانشور
 
ترجیح می‌دهم که تنها باشم تا گیر آدم نامناسب بیفتم.

بیمار خاموش - الكس مايكليديس
 
بدبختی این است که نمی‌توانی گریه کنی، نه برای خودت، نه برای دیگران.

سووشون - سیمین دانشور
 
مگر من از وطنم چه می‌خواستم به غیر از تکه‌ای نان‌، گوشه‌ای امن، جیبی با حرمت بارانی از عشق، پنجره‌ای باز که آزادی و عشق به من دهد. من چه می‌خواستم در این حد، که به من نداد؟

- شیر کو بیکس
 
عقب
بالا پایین