دیوانهای پشت پرچین یخ زد
اثری از ف.خوشقدم
ژانر : عاشقانه، تراژدی
اثری از ف.خوشقدم
ژانر : عاشقانه، تراژدی
خلاصه : اولین بار 10 سالم بود که دِن، همکلاسی عزیزم دیوونهی غلیظی نثارم کرد و دبستان رو برام جهنم کرد.
از اون روز نمیتونستم کلمه "دیوانه" یا مشتقات اون رو تحمل کنم.
تا تو صدام زدی؛ درحالی که از خنده نفست بند اومده بود و روی بینیات چروکهای ریزی افتاده بود صدام زدی : دیوونه!
و من فکر کردم دیوانگی آنطور که باید ستایش نمیشه، پس این مقاله رو نوشتم. کاش با خوندنش دوباره همونطور بخندی.
از اون روز نمیتونستم کلمه "دیوانه" یا مشتقات اون رو تحمل کنم.
تا تو صدام زدی؛ درحالی که از خنده نفست بند اومده بود و روی بینیات چروکهای ریزی افتاده بود صدام زدی : دیوونه!
و من فکر کردم دیوانگی آنطور که باید ستایش نمیشه، پس این مقاله رو نوشتم. کاش با خوندنش دوباره همونطور بخندی.
