خلاصه:
یک قتل میتواند همه را در بهت و ترس فرو ببرد. تنوبدن همه را میلرزاند و آنها را اسیر افکارشان میکند؛ اما به جز یک نفر! به جز یک نفری که خودش با احساست قلبیاش مبارزه کرده و دستش را آلودهی خون کرده است؛ ولی در بین آن همه جمعیتی که در ترس خود فرو رفتهاند یک نفر ساکت نمینشیند. آیا کسی که در درونش با عشقش مبارزه کرده از خونریز ترس دارد؟
مقدمه:
خون... ! کلمهی زیبایی است برای قاتلی که دست بردار من و تو نیست. خون، همان چیزی است که او عاشقش است؛ اما...
رمان شما از متروکه خارج شد.✅️
لطفاً توجه داشته باشید که پس از بازگرداندن دوباره، دیگر امکان درخواست برای انتقال اثر به متروکه پذیرفته نخواهد شد.