اختصاصی فرهنگ لغات نویسندگی| ویژه توصیفات در رمان و داستان

Mansi

ناظر ارشد آثار
ناظر ارشد آثار
داور آکادمی
نویسنده نوقلـم
مدیر بازنشسته
نوشته‌ها
نوشته‌ها
1,248
پسندها
پسندها
4,675
امتیازها
امتیازها
328
سکه
586
اگه یه نویسنده حرفه‌ای باشید، حتما رمان‌های زیادی رو هم مطالعه کردید؛ رمان‌هایی که توش پر از توصیفات و اصطلاحات ادبیه که به دفعات تکرار شده و قطعا حالا شما هم بعد از بارها خوندنشون، توی رمان‌تون از اونا استفاده می‌کنید. اما تا به حال فکر کردید که ممکنه معنیش دقیقا اون چیزی نباشه که ما فکر می‌کنیم یا نیاز داریم که بیشتر در معنی کلمات وصفی دقت کنیم؟ یا اصلا شده که برای توصیف و شخصیت‌پردازی کلمه کم بیارید؟



برای مثال:

1. او لاجرعه چای‌اش را سرکشید.
2. با صدای دورگه‌اش، غرید.
3. چشم‌غره‌ای نثارش کرد و نهیب زد.
4. به سمتش براق شد.
5. پاهایش از فرط استیصال سست شده بود.
6. به حال آن زن غبطه می‌خورد.




تا به حال فکر کردین که معنی واقعی کلمات بالا رو می‌دونیم یا فقط از روی عادت تکرارش می‌کنیم؟
آیا این کلمات رو در جای درستی به کار می‌بریم؟
و همچنین کلمات جدیدی که توی توصیفات رمان به دردمون بخورن رو از کجا پیدا کنیم؟
​
توی این تاپیک تلاش می‌کنم فرهنگ لغات مناسبی رو برای توصیفات و شخصیت‌پردازی نویسنده‌ها گردآوری کنم. اگه شما هم چنین کلمات و عباراتی به ذهنتون می‌رسه، تو نمایه من پیام بذارید تا با نام خودتون اینجا ثبت بشه. -118-"{}
​
 
آخرین ویرایش:
1. صدای دورگه:

معنی لغوی: خروج دو صدا با تن‌های متفاوت از حنجرۀ یک نفر، تغییر صدا به دلیل آسیب حنجره و تارهای صوتی یا تغییرات هورمونی در بدن

در زبان انگلیسی، “با صدایی دو رگه حرف زدن” به معنای صحبت کردن با صدایی است که ترکیبی از دو تن مختلف دارد. این حالت معمولاً زمانی رخ می‌دهد که صدای فرد به دلایل مختلفی مانند بیماری، خستگی، یا حتی تغییرات هورمونی، تغییر می‌کند و به نظر می‌رسد که دو صدای مختلف با هم ترکیب شده‌اند. در انگلیسی، این حالت را می‌توان به عنوان “having a raspy or hoarse voice” توصیف کرد.

«دکتر علی ناجی»

صدای دورگه در رمان‌ها به صدای بم و کلفت مردها گفته می‌شود. در واقعیت، بیشتر به تغییر ناگهانی صدای پسران در حین نوجوانی و یا گرفتگی بیش از حد آن اشاره دارد. با این حال، معنی بم و دورگه بودن آن نیز درست است و می‌تواند در رمان به کار برود.
 
2. نهیب/ نهیب زدن:

معنی لغوی: ترس و بیم (دهخدا و معین)، آواز مهیب و تشر (معین)

نهیب در گذشته به معنی ترس و بیم و در فرهنگ مدرن بیشتر به معنی تشر، اخطار، حمله، آسیب و گزند، هشدار و حتی فریاد بلد به کار می‌رود. با این حال در رمان‌های فارسی بیشتر در هنگام خشم گوینده به کار می‌رود و به عنوان تذکر و اخطار با عصبانیت و صدای بلند و در موارد کمی به عنوان فریاد به کار می‌رود.
 
3. غبطه/ غبطه خوردن:

معنی لغوی: رشک بردن بر سعادت و نیکی کسی بدون بدخواهی نسبت به آن شخص (معین) رشک، حسرت، حسادت ناچیز

غبطه خوردن با حسادت کردن کمی متفاوت است و به معنی حسرت خوردن بیشتر نزدیک است؛ حسرت و غبطه یعنی چیزی که دیگری دارد را بخواهید و آرزو کنید بدون این‌که نیت عمل بدی در حقش انجام بدهید. اما حسادت به معنی نیت و عمل بد نسبت به کسی است که چیزی را داراست و شما خواهان آن هستید.
در نوشتن رمان معمولا با اصطلاح «به حالش غبطه خورد» استفاده می‌شود.
 
4. چشم غره:

معنی لغوی: نگاه خشم - آلود. تهدید، تخویف (معین)
چشم آغیل، نگاه خشم آلود، نگاه از گوشۀ چشم از روی خشم و غضب. (عمید)

​

چشم غره رفتن، چشم غره نثار یا حوالۀ کسی کردن ، به معنی نگاه خشم‌آلود به عنوان تهدید یا تذکر است. معمولا بدون درگیری یا برای جلوگیری از درگیری است و به عنوان توصیف عصبانیت یا هشدار از سمت کسی که صاحب قدرت بیشتر است، انجام می‌شود (پدر، مادر، رییس) که صلاح می‌بینند در آن لحظه به جای حرف زدن از چشم غره استفاده کنند. البته می‌توان بعد از این توصیف از دیالوگ و گفتگو نیز اضافه کرد اما بهتر است به توصیف عصبانیت شخص، بیشتر از این پرداخته نشود.
 
عقب
بالا پایین