عنوان: مژدار (۲)
نویسنده: زینب هادی مقدم
ژانر: عاشقانه، تراژدی
ناظر: @ماهک (ماهی )
خلاصه:
در فصل اول این کتاب، تلاطم یک حس عمیق به سرنوشت جدایی ختم شد و در نهایت عشق از نو زبانه کشید و باوان در چشمان علی حس عمیق دلدادگی را کشف کرد و حال در این فصل زندگی از نو آغاز میشود و فراز و فرود زندگی...
هوالحکیم
نام رمان: مالکزاد
نام نویسنده: میم. هویار
ژانر: جنایی، تراژدی
ناظر: @ماهک (ماهی )
خلاصه:
فقط یک قانون ساده برای همهی ما کافیست؛ خون، اسب، تپانچه. این تنها شرط موجود شدن است و ما برای سلطنت حقیقی از هیچ خونی دریغ نمیکنیم. حتی اگر این خون، خون یک مالکزاد باشد.
نام اثر: جمر
نویسنده: دال.سین
ژانر: روانشناختی، معمایی، عاشقانه
ناظر: @shirin_s
خلاصه:
گویند او یک مار است، خوش خط و خال… . زنی از دل اهواز و بیابان، زیبا و فریبنده، با دستهایی شفا بخش، اما نگاهی که روح را میسوزاند… . او را جمر بنامند، اخگری خفته و پنهان در خاکستر سالیان. هیچکس نمیداند...
عنوان: واپسین لحظه
ژانر: اجتماعی_ روانشناختی
نویسنده: زهرا مشرف
ناظر: @K.M.A
خلاصه: رمان «واپسین لحظه» داستان آدمی است که در کنار انسانها حضور دارد، درست در لحظات آخر زندگیشان. او شاهد رازها، حسرتها و انتخابهای پایانیشان است و تجربهی این لحظات، نگاه او به زندگی و مرگ را تغییر میدهد...
« بسمِ اَللّهِ اَّلرَحمنِ اَلرَحیمَ »
نام اثر:
رمان خاکریز شیشهای
(با ایده از دلنوشته ای به این نام به قلم پگاه)
ژانر:
عاشقانه، اجتماعی
نویسنده کتاب:
غزاله.الــــــــــف
ناظر اثر:
@حدیثه خانم
خلاصه:
پریزاد با رد کردن درخواستِ ازدواج پسر عموی محبوبش، باعثِ کدورت بینِ اعضای خانواده و...
《بسم تعالی》
نام رمان: کوه بیفروغ
نویسنده: @(SINA) سینا صیقلی
ژانر: تراژدی، تاریخی
ناظر: @Azaliya
خلاصه:
در واپسین روزهای شکوه ساسانیان، آنگاه که تیغها فرسوده و قلبها خستهاند، صدای سم اسبان عرب طنین سقوط یک امپراطوری را با خود میآورد.
او همیشه به آتش ایمان داشت، به روشنایی، به فروغ، به...
عنوان: پسر پادشاه، دشمن پادشاهی
نویسندگان: @هوروس @marym
ژانر: فانتزی- تخیلی
ناظر: @Tiam.R
خلاصه:
او وارث شبی بود که حقیقت را زودتر از موعد دید.
کتابی که نباید خوانده میشد، عشقی که نباید آغاز میشد، و قدرتی که نباید بیدار میگشت...
در جهانی پنهان میان خون و جادو، تنها یک انتخاب باقی میماند...
نام اثر: استریوتایپ
نام نویسنده: @LØSER
ژانر: اجتماعی، عاشقانه
ناظر: @ماهک (ماهی )
خلاصه: ناهید زنی در آستانهی سی و پنج سالگی، تصمیم میگیرد که قالی پوسیدهی زندگی را بتکاند و علیه تفکر غالبی که دور تا دورش حصار چیده به پا خیزد، تا صبحِ فردا چشمهایش دنیای متفاوتی را رویت کند؛ ولی نمیدانست که...
نام رمان: سایهی خونین سیاوش
ژانر: تخیلی، جنایی، تراژدی
نویسنده: مینِرا (گیتی)
ناظر: @eli74
خلاصه: شنیدین میگن خون بیگناه هیچ وقت از رو دست پاک نمیشه؟ من فهمیدم که چرت و پرته. آدمهایی رو دیدم که خون بیگناه از روی دستهاشون پاک شد و این وسط تنها چیزی که پاک نشد، رد اشک از روی دستهای من بود...
مردی کنارش جا خوش کرد، این را از عطر سبکش که با سرعت، درون مشاماش کشیده شد، دریافت.
نیمرخ به سمتش چرخید، با منعکس شدن تصویر چهرهی آرامشساز سبزهاش درون گردی عدسی چشمان قهوهای دختر، لبهایش ناخودآگاه به سمت بالا انحنا پیدا کردند و تبسمی بر رویشان جا نهاد.
چشمان مشتاق مینو با یک نظر سرتاسرش...