مشاعره | مشاعره واژه نما |

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع m.amir
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
خطر
در ره پر خطر عشق بتان بیم سر است
بر حذر باش در این راه که سر در خطر است
 
عشق

به ناز و نعمت باغ بهشت هم ندهم
کنار سفره ی نان و پنیر و چای تو را

به پایداری آن
عشق سربلندم قسم
که سایه ی تو به سر می برد وفای تو را
 
عشق

به ناز و نعمت باغ بهشت هم ندهم
کنار سفره ی نان و پنیر و چای تو را

به پایداری آن
عشق سربلندم قسم
که سایه ی تو به سر می برد وفای تو را
بهشت
این چه حرف است که در عالم بالاست بهشت؟

هر کجا وقت خوشی رو دهد آنجاست بهشت
 
بهشت
این چه حرف است که در عالم بالاست بهشت؟

هر کجا وقت خوشی رو دهد آنجاست بهشت
بالا
ما ز بالاییم و بالا می‌رویم
ما ز دریاییم و دریا می‌رویم
 
چشم
ای مهربان‌تر از برگ در بوسه‌های باران
بیداری ستاره در چشم جویباران
 
بوسه

هی قهر کنم پس بزنم بوسِ لبت را
من ناز کنم تنگ کنی هی بغلت را..!
زیباست چنین قهر، لذا قهر کن ای یار
من بوسه، بغل، باز توهم قهر به تکرار
 
تکرار

کاش بوسیدنِ لب را به لبم یاد دهی
تا بگویم که نفهمیدم و تکرار کنی..🕊.
 
کاش

کاش قدرت داشتم بی اعتنا باشم کمی
تو بگویی دوستت دارم، بگویم بگذریم
 
تو
بگذر ز من ای آشنا چون از تو من دیگر گذشتم
دیگر تو هم بیگانه شو چون دیگران با سرگذشتم
 
عقب
بالا پایین