شعر •| شعری که بر دلت نشست |•

شاخه‌ها دارد تری ور سرو دارد سروری​

ور گل کند صد دلبری ای جان تو چیزی دیگری​

چه جای باغ و راغ و گل چه جای نقل و جام مل​

چه جای روح و عقل کل کز جان جان هم خوشتری​

 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Tiam.R

حال ما بی‌آن مه زیبا مپرس​

آنچ رفت از عشق او بر ما مپرس​

زیر و بالا از رخش پرنور بین​

ز اهتزاز آن قد و بالا مپرس​

 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Tiam.R

ماییم مس*ت و سرگران فارغ ز کار دیگران​

عالم اگر برهم رود عشق تو را بادا بقا​

عشق تو کف برهم زند صد عالم دیگر کند​

صد قرن نو پیدا شود بیرون ز افلاک و خلا​

 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Tiam.R
عقب
بالا پایین