مشاعره | مشاعره با اشعار مـولانا |

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع m.amir
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
تا نقش تو در سینه ما خانه نشین شد
هر جا که نشینیم چو فردوس برین شد
 
دوش چه خورده‌ای دلا راست بگو نهان مکن
چون خمشی، از آن بگو، مس*ت بُدی عیان مکن
 
ماه درست را ببین کو بشکست خواب ما
تافت ز چرخ هفتمین در وطن خراب ما
 
اِی دل چه اندیشیده‌ای در عُذرِ آن تقصیرها؟
زان سوی او چندان وَفا زین سوی تو چندین جَفا
 
ای که تو ماه آسمان ماه کجا و تو کجا
در رخ مه کجا بود این کر و فر و کبریا
 
ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما
افتاده در غرقابه‌ای تا خود که داند آشنا
 
آن قصر که جمشید در او جام گرفت
آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت
 
تو بشکن چنگ ما را ای معلا‌‌!
هزاران چنگ دیگر هست اینجا

چو ما در چنگ عشق اندر فتادیم
چه کم آید بر ما چنگ و سرنا‌‌؟!
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: NAHIT
از کوری چشم فلک امشب قمر اینجاست
آری قمر امشب به خدا تا سحر اینجاست
 
ترنگ و تنتنش رفته به گردون
اگر چه ناید آن در گوش صما

چراغ و شمع عالم گر بمیرد
چه غم چون سنگ و آهن هست برجا
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: NAHIT
عقب
بالا پایین