مشاعره | مشاعره با اشعار مـولانا |

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع m.amir
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
من پیر فنا بدم، جوانم کردی
من مرده بدم، ز زندگانم کردی
 
یاران نو گرفتی و ما را گذاشتی...
ما بی‌تو ناخوشیم اگر تو خوشی ز ما
مولانا
 
ای یار ما دلدار ما ای عالم اسرار ما
ای یوسف دیدار ما ای رونق بازار ما
 
آن‌ها که اهل صلحند بردند زندگی را
وین ناکسان بمانند در جنگ زندگانی
مولانا
 
یاری که دلم خستی، در بر رخ ما بستی
غمخواره یاران شد، تا باد چنین بادا!
 
آن شب که دلی بود به میخانه نشستیم
آن توبه صدساله به پیمانه شکستیم
از آتش دوزخ نهراسیم که آن شب
ما توبه شکستیم ولی دلی نشکستیم
 
آن شب که دلی بود به میخانه نشستیم
آن توبه صدساله به پیمانه شکستیم
از آتش دوزخ نهراسیم که آن شب
ما توبه شکستیم ولی دلی نشکستیم

مس*ت کن ای ساقی و در کار کش
این بدن کافر بیگانه را
 
اول به هزار لطف بنواخت مرا
آخر به هزار غصه بگداخت مرا
 
عقب
بالا پایین