من پیر فنا بدم، جوانم کردی
من مرده بدم، ز زندگانم کردی
من مرده بدم، ز زندگانم کردی
آنها که اهل صلحند بردند زندگی را
وین ناکسان بمانند در جنگ زندگانی
مولانا
آن شب که دلی بود به میخانه نشستیم
آن توبه صدساله به پیمانه شکستیم
از آتش دوزخ نهراسیم که آن شب
ما توبه شکستیم ولی دلی نشکستیم
اول به هزار لطف بنواخت مرا
آخر به هزار غصه بگداخت مرا