درود و ارادت
درخواست نقد برای داستان کوتاه خونخواه - اثر حسین یحیائی
لینک اثر
نام اثر: خونخواه
ژانر: جنایی
نویسنده: حسین یحیائی
خلاصه: داستان کوتاه خونخواه، زندگینامه ماریان باخمایر مادری آلمانی است که در یک اقدام نمادین و خودسرانه در دادگاه شهر لوبک آلمان با شلیک هفت گلوله قاتل و متجاوز دختر 7 سالهاش آنا باخمایر را به قتل رساند. قاتل، کلاوس گراپوفسکی پس از تجاوز به آنای خردسال او را کشت تا آنا هرگز لب به بازگویی آنچه در آن لحظات تلخ برایش اتفاق افتاده بود باز نکند.
مقدمه: همیشه بخشش لذت بخش نیست، بعضی اوقات انتقام زیباتر از هر چیزی است.
بر اساس واقعهای واقعی. برخی اسامی و صحنهها به داستان اضافه شده است.
تقدیم به روح آنا و مادرش...
- حسین یحیائی
- جنایی داستان کوتاه داستان کوتاه جنایی،
- پاسخها: 16
- تالار: داستانهای کوتاه درحال تایپ
فصل هشتم :
مهرتاب دست او را فشرد؛ دستی که زمانی پر از مهر و اکنون خسته و تبدار بود. اشک در چشمانش حلقه زد، اما این بار اشکِ ترس نبود؛ اشکِ قدردانی بود، گواهی بر این حقیقت که ایثار، هرگز رها نمیکند.
او گفت: «مادرِ من، تو مرا یاد دادی که چطور بدون ترس حقم را بیگرم و نگذارم کسی مرا خاموش کند. تو خودت شمع بودی که نسوخت و نساخت، بلکه نوری شد که تاریکیِ مرا سوزاند. حالا نوبت من است که نگهبانِ شمعِ تو باشم.»
در آن شب، نقشها عوض شد. مهرتاب با همان دقت و مهربانی که سالهای گذشته پرستار از او دخترک کوچک مراقبت کرده بود، از پرستار نگهداری کرد. او فهمید که عشق واقعی، آن نیست که درگ و خون او با شد...
سلام در خواست نقد برای داستان کوتاه زخمی سرما
سلام وقت بخیر
درخواست نقد
در حال تایپ موضوع 'داستان کوتاه ضربان | مَمّد'
به نام خدا
نام داستان کوتاه: ضربان
نام نویسنده: @مَمّد
ژانر: عاشقانه، معمایی، علمی تخیلی
خلاصه:
عشق یا منفعت؟ تو کدام را انتخاب میکنی؟ اگر جای ما و در وضعیتی مشابه وضعیت ما بودی چه؟ آن موقع کدام را انتخاب میکردی؟ پیشنهاد من این است که برای جواب دادن به این سوال عجله نکنی و چند قدمی همراهمان شوی!
نقد داستان کوتاه "ضربان"
- HYGGE
- داستان کوتاه ضربان ضربان عاشقانه فانتزی مَمّد هیجانی
- پاسخها: 14
- تالار: داستانهای کوتاه درحال تایپ
سلام خسته نباشید.
درخواست نقد داستان کوتاهم رو دارم.
نام داستان کوتاه: جهنمِ لبخند
نویسنده: الهه عسکری
ژانر: عملیتخیلی
خلاصه: در سرزمین لبخند، ناراحتی جرم است. سپهر مأمور لبخند و موظف به آنکه خندههای مردم را کنترل کند!
تا اینکه در یک روز کاملاً معمولی گزارشی به دستش میرسد که شهرِ به ظاهر آرامش را دچار مشکل میکند...
- ..𝐸𝐿𝒜𝐻𝐸..
- پاسخها: 21
- تالار: داستانهای کوتاه درحال تایپ