همگانی پیامی که هرگز فرستاده نشد..

دلـارامـ؛

کاربر فعال
کاربر انجمن
نوشته‌ها
نوشته‌ها
573
پسندها
پسندها
2,301
امتیازها
امتیازها
203
سکه
2,380
همه‌ی آدم‌ها حرف‌هایی دارن که هرگز نتونستند اون رو به زبان بیارن. این حرف‌ها گاها از بیخ گلو برگشتن و گاها، از روی صفحه‌ تایپ گوشی.
بیاید حرف‌هاتون رو اینجا بنویسید؛ برای کسایی که هیچ‌وقت این حرف‌ها رو نشنیدن:)
 
مامان من دوست دارم!
 
می‌دونم دوستم داری می‌دونم هنوزم بعضی وقت‌ها بهم فکر می‌کنی باز عصبی میشی اما اینو بدون حال من از تو بدترم و خیلی دل تنگتم
 
کاش مسخره نمیکردی درد‌هام رو(:
 
کاش هیچ وقت قضاوتم نمی‌کردی مامان، بابا
من همیشه سعی میکردم همون دختر خوبی باشم که همه‌ی مامانا دوسش دارن و بودم!
ولی ندیدین نخواستیم ببینین حالا من دختریم که بازم مامانا دوستش دارن ولی کارایی میکنم که به چشمت بد به نظر بیام!
 
سلام مامان... سلام بابا:)
دختر کوچولوتون بزرگ شده. انقدری که دیگه نمیتونه مامان بابا صداتون کنه. انقد که میدونه حقیقتو پنهون کردین.
هروقت بهتون نگاه میکنم، دلم میخواد گریه کنم، سرتون داد بزنم بگم بگین من کیم؛ ولی شما هنوز مامان بابای من هستین.
اره مامان.. من هیچوقت نگفتم چقد دوسش داشتم. نگفتم اون روز بخاطر اون پسره جیغ نزدم بلکه بخاطر حرفات جیغ زدم؛ بخاطر اینکه مسخرم کردی، تحقیرم کردی و نگاهت پر شد از ترحمی که ازش متنفر بودم.
بابا..
میدونم بزرگ شدم. دیگه وقت اینکه با سگ و گربه ها بازی کنم گذشته؛ ولی نمیدونی چقد دلم تنگ گربه کوچولومه. همون که وقتی سرم داد میزدین میرفتم بهش میگفتم اونم دستمو لیس میزد.
شماها نمیدونین من چقد بچم. میگین بزرگی کن، متین باش، خانوم باش. دیگه الان وقت بزرگی کردنته...
ولی مگه من بچگی کردم که الانم بزرگی کنم؟؟:)
 
آخرین ویرایش:
هیچ وقت دلم نخواست بگم ازتون بدم میاد
چون همیشه تو خودم ریختم
همیشه سعی کردم خوشحال باشم
فکر کنم اینکه میگن هر کی خنده‌ها و چشمای قشنگی داره غم و اشک بیشتری ریخته رو شنیدین
اره من تمام شب‌هایی که حالم بد بود خفه شدم چون اوضاع شما خوب نبود چون درگیر یه چیز دیگه بودین من اون موقع الویت نبودم
من هیچ وقت تو زندگی الویت کسی نبودم...
این پیامو امیدوارم هیچ وقت نبینین
 
نمیدونم بابا
قرار نیست اینو بخونی و میتونم راحت تر دست به قلم بشم و برات بنویسم
یادته بابا؟ بچگی هامو؟ بازی هامون و؟ انصافا خیلی زود بزرگ شدم.
من هیچوقت یادم نمیره ... من هیچوقت عیدارو یادم نمیره
یادمه بابا
یادته چقدر ذوق داشتم؟
یادته بهت میگفتم
بابا چرا واسه خودت چیزی نمیخری..
میگفتی لازم ندارم.
بابا تو جوونی تو برای من برای رفاهم برای آسایشم..دادی
همیشه میخندیدی..از خودت از خواسته هات از علایقت اصلا از جونت برام میزدی
مگه تو آدم نبودی بابا..
همیشه خجالت میکشیدم از اینکه از احساساتم نسبت بهت بگم
بگم دوستت دارم
خجالت میکشیدم دستت رو ماچ کنم
هنوزم خجالت میکشم..
وقتی بهت نگاه میکنم..به اون منحنی های روی پیشونیت..به کفشای کهنه ت..به پیرهنایی ک دیر به دیر برای خودت میخری..
وقتی..
بابا وقتی میبینم چجوری زحمت میکشی.چجوری کار میکنی..چجوری..حقوقی که خودت براش زحمت کشیدی بدون هیچ چشم داشتی برای ما خرج میکنی
بدونِ اینکه دلت بلرزه
بدونِ اینکه حتی ی ادامس برای خودت بخری..
تو همیشه مارو اولویتت قرار دادی..
تو برای اینکه ما بهتر زندگی کنیم حتی از خودت هم زدی.
بابا من خیلی عاشقتم
من خیلیییی خوشحالم ک تو بابامی
باباااااا بیاد بچگی هام
دستامو باز می کنم و بهت میگم
بابا این هواا دوست دارم
سایه ت از سرم کم نشه مرد 8c6227_25l4t-icon12
 
عقب
بالا پایین