نمیدونم بابا
قرار نیست اینو بخونی و میتونم راحت تر دست به قلم بشم و برات بنویسم
یادته بابا؟ بچگی هامو؟ بازی هامون و؟ انصافا خیلی زود بزرگ شدم.
من هیچوقت یادم نمیره ... من هیچوقت عیدارو یادم نمیره
یادمه بابا
یادته چقدر ذوق داشتم؟
یادته بهت میگفتم
بابا چرا واسه خودت چیزی نمیخری..
میگفتی لازم ندارم.
بابا تو جوونی تو برای من برای رفاهم برای آسایشم..دادی
همیشه میخندیدی..از خودت از خواسته هات از علایقت اصلا از جونت برام میزدی
مگه تو آدم نبودی بابا..
همیشه خجالت میکشیدم از اینکه از احساساتم نسبت بهت بگم
بگم دوستت دارم
خجالت میکشیدم دستت رو ماچ کنم
هنوزم خجالت میکشم..
وقتی بهت نگاه میکنم..به اون منحنی های روی پیشونیت..به کفشای کهنه ت..به پیرهنایی ک دیر به دیر برای خودت میخری..
وقتی..
بابا وقتی میبینم چجوری زحمت میکشی.چجوری کار میکنی..چجوری..حقوقی که خودت براش زحمت کشیدی بدون هیچ چشم داشتی برای ما خرج میکنی
بدونِ اینکه دلت بلرزه
بدونِ اینکه حتی ی ادامس برای خودت بخری..
تو همیشه مارو اولویتت قرار دادی..
تو برای اینکه ما بهتر زندگی کنیم حتی از خودت هم زدی.
بابا من خیلی عاشقتم
من خیلیییی خوشحالم ک تو بابامی
باباااااا بیاد بچگی هام
دستامو باز می کنم و بهت میگم
بابا این هواا دوست دارم
سایه ت از سرم کم نشه مرد 8c6227_25l4
