این کودکان در مقابل انتقاد بسیار حساس هستند.
برای پرهیز از کارهای سخت، مدام آنها را به تاخیر میاندازند.
در زمان اشتباه کردن، تحمل ناکامی را ندارند.
در محیطی که دارای اضطراب بالاست، شکست میخورند.
باز کردن مفهوم:
این کودکان هر نوع بازخوردی، حتی اگر با ملایمت و برای کمک باشد، را به عنوان یک حمله تمامعیار به شخصیت خود تفسیر میکنند. برای آنها «کار من اشتباه است» برابر است با «من آدم بیارزشی هستم».
عوامل مرتبط و نشانههای همراه:
*گریه یا خشم ناگهانی: کوچکترین تذکری باعث گریه، قهر کردن یا پرخاشگری کلامی میشود. *توجیه افراطی: بلافاصله شروع به دفاع میکند و تقصیر را به گردن دیگران یا شرایط میاندازد («معلم بد بود»، «زمان کم بود»). *درونریزی منفی: بعد از انتقاد، ساعتها خودش را سرزنش میکند و جملاتی مثل «من هیچی بلد نیستم» را تکرار میکند.
عامل دیگر: «ناتوانی در درخواست کمک» چون کمک خواستن یعنی پذیرش ضمنی نقصان، ترجیح میدهد ساعتها درجا بزند تا اینکه بگوید «نمیدانم».
۲. به تعویق انداختن مداوم کارهای سخت (پروکراستینیشن)
باز کردن مفهوم:
این تنبلی معمولی نیست. کودک کمالگرا به این دلیل کار را عقب میاندازد که میداند اگر شروع کند، باید آن را عالی تمام کند. ترس از مواجهه با «ناقص بودن» آنقدر زیاد است که شروع کردن را فلج میکند.
عوامل مرتبط و نشانههای همراه:
*مشغول شدن به کارهای حاشیهای: به جای تکلیف اصلی، مدادتراش را مرتب میکند، دفتر را پاک میکند یا کارهای آسان و بیربط انجام میدهد. *دروغهای کوچک: میگوید «فردا انجام میدهم» یا «معلم نگفته بود». *اضطراب شب امتحان: شب قبل از تحویل کار، دچار بیخوابی و استفراغ روانی میشود.
عامل دیگر: «کمالگرایی پنهانکار» ترجیح میدهد دیگران فکر کنند به دلیل کمتوانی یا تنبلی کار را دیر داده، تا اینکه ببینند تلاش کرده ولی عالی از آب درنیامده است.
باز کردن مفهوم:
کودک معمولی اشتباه میکند و تلاش دوباره را شروع میکند. کودک کمالگرای منفی با اولین خطا، کل سیستم عاطفیاش فرومیریزد. اشتباه برای او مساوی با فاجعه است.
عوامل مرتبط و نشانههای همراه:
*پاره کردن یا پرت کردن وسایل: اگر نقاشیاش یک خطا داشته باشد، کاغذ را مچاله میکند یا مداد را میشکند. *توقف کامل فعالیت: بعد از یک اشتباه، دیگر حاضر به ادامه نیست («دیگه نمیتونم، تموم شد»). *خودآزاری کوچک: بعضی کودکان خودشان را میزنند یا میگویند «من خنگم».
عامل دیگر: «ذهنیت سیاه و سفید (دو قطبی)» برای این کودک فقط «صفر یا صد» وجود دارد. یا کار بینقص است یا بیارزش. هیچ نقطه خاکستریای وجود ندارد.
باز کردن مفهوم:
این کودکان برخلاف تصور عموم که فکر میکنند «با فشار بیشتر بهتر کار میکنند»، در محیط پرتنش و رقابتی عملکردشان به شدت افت میکند. چون تمام ذهنشان صرف مدیریت اضطراب میشود نه حل مسئله.
عوامل مرتبط و نشانههای همراه:
*فراموشی در آزمون: در خانه همه چیز را بلد است، اما سر جلسه امتحان «ذهنش خالی میشود». *علائم جسمی اضطراب: تپش قلب، تعریق دست، دلدرد و سردرد در محیطهای ارزیابیشونده (امتحان، مسابقه، کنفرانس). *کنارهگیری اجتماعی: از فعالیتهایی که در آنها سنجیده میشود (حتی بازی گروهی با امتیاز) فرار میکند.
عامل دیگر: «نیاز شدید به کنترل» در محیط پرتنش که همه چیز غیرقابل پیشبینی است، احساس درماندگی میکند. از این رو بهترین دفاع را «فرار» انتخاب میکند؛ نه تلاش برای موفقیت.