اقیــانــــــوساقیــانــــــوس عضو تأیید شده است. نویسنده رسمی ادبیات نویسنده رسمی ادبیات مدیر بازنشسته نویسنده رسمی ویژه vip برتر فصل برتر فصل با پشتکار عالی حضور در فعالیت گروهی حرفه ای فعال خانم نمونه پشتکار خیلی خوب محبوب پشتکار خوب رتبه دوم مسابقات نوشتهها نوشتهها 6,875 پسندها پسندها 42,745 امتیازها امتیازها 1,153 سکه 21,341 11/15/25 #1 وقتی عضوی از گروه سکوت میکند… در هر گروه، همیشه کسی هست که حرف نمیزند. نه سؤال میپرسد، نه نظر میدهد. فقط هست.
وقتی عضوی از گروه سکوت میکند… در هر گروه، همیشه کسی هست که حرف نمیزند. نه سؤال میپرسد، نه نظر میدهد. فقط هست.
اقیــانــــــوساقیــانــــــوس عضو تأیید شده است. نویسنده رسمی ادبیات نویسنده رسمی ادبیات مدیر بازنشسته نویسنده رسمی ویژه vip برتر فصل برتر فصل با پشتکار عالی حضور در فعالیت گروهی حرفه ای فعال خانم نمونه پشتکار خیلی خوب محبوب پشتکار خوب رتبه دوم مسابقات نوشتهها نوشتهها 6,875 پسندها پسندها 42,745 امتیازها امتیازها 1,153 سکه 21,341 11/15/25 #2 در پشت این سکوت، چه چیزهایی ممکن است پنهان باشد؟ ترس از قضاوت شدن شرم از مشکل خود شک به اثربخشی درمان تجربههای قبلیِ پرزخم از گروهها
در پشت این سکوت، چه چیزهایی ممکن است پنهان باشد؟ ترس از قضاوت شدن شرم از مشکل خود شک به اثربخشی درمان تجربههای قبلیِ پرزخم از گروهها
اقیــانــــــوساقیــانــــــوس عضو تأیید شده است. نویسنده رسمی ادبیات نویسنده رسمی ادبیات مدیر بازنشسته نویسنده رسمی ویژه vip برتر فصل برتر فصل با پشتکار عالی حضور در فعالیت گروهی حرفه ای فعال خانم نمونه پشتکار خیلی خوب محبوب پشتکار خوب رتبه دوم مسابقات نوشتهها نوشتهها 6,875 پسندها پسندها 42,745 امتیازها امتیازها 1,153 سکه 21,341 11/15/25 #3 وظیفهی درمانگر این نیست که "مجبورش" کند حرف بزند. بلکه باید فضایی بسازد که امنیت، آهسته آهسته زبان باز کند. گاهی یک نگاه یا تکان سر در پاسخ به سؤال درمانگر، یعنی: «دارم امتحان میکنم که به شما اعتماد کنم…» 📘 بر اساس کتاب: گروهدرمانی شناختی – فصل اول
وظیفهی درمانگر این نیست که "مجبورش" کند حرف بزند. بلکه باید فضایی بسازد که امنیت، آهسته آهسته زبان باز کند. گاهی یک نگاه یا تکان سر در پاسخ به سؤال درمانگر، یعنی: «دارم امتحان میکنم که به شما اعتماد کنم…» 📘 بر اساس کتاب: گروهدرمانی شناختی – فصل اول