روانشناسی روانشناسی روابط موضوعی

🌀 روانشناسی روابط موضوعی

💠 در روانشناسی روابط موضوعی ، زیربنای خشم عشق است ، بدین شکل که اگر فردی در عشق ناکام شود ، این عشق تبدیل به خشم میشود .

💠 یعنی خشم یک منبع ارضا کننده درونی (ابژه) برای فرد تجلی میابد، که در اینصورت فرد قاتل عاطفه نامیده میشود .
 
💠ما اینگونه فرد را ممکن است با یک نمودار رفتاری نارسیسیزم ببینم، اما در این بین آن چیزی که اتفاق افتاده است ، این است که این فرد با خشم خود همانندسازی نموده است.

💠به عبارتی اینگونه فرد خشم را به مثابه یک منبع ارضا کننده میداند ، به همین خاطر در فرایند روابط خشم را به عنوان ابزاری برای ایجاد روابط بکار میبرد.
 
زیربنای خشم عشق است:
وقتی کسی عمیقاً عاشق میشود، این عشق نیاز به نزدیکی و امنیت دارد. اگر آن نیاز نادیده گرفته شود یا فرد طرد گردد، انرژی عشق سرکوب شده و به خشم تبدیل میگردد. خشم در اصل همان میل وصل شدن است که شکل تخریبکننده به خود گرفته. بدون عشق اولیه، خشم معنای واقعی نخواهد داشت.
 
خشم به یک منبع درونی ارضاکننده تبدیل میشود:
ذهن برای تحمل رنج ناشی از ناکامی در عشق، خشم را به یک «ابژه درونی» (چیزی شبیه همراه همیشگی) تبدیل میکند. این منبع خشم، حس قدرت و کنترل کاذب به فرد میدهد. فرد دیگر منتظر محبت دیگران نیست، چون خشم خودش را ارضاکننده یافته. به همین دلیل در روانشناسی به او «قاتل عاطفه» میگویند؛ یعنی هر احساس نرمی مثل عشق را در نطفه خفه میکند.
 
شبیه نارسیسیسم، اما با تفاوت اساسی:
رفتار این فرد ممکن است خودشیفتهوار به نظر برسد (سرد، برتر، بیاعتنایی به نیاز دیگران). ولی تفاوت در این است که فرد نارسیسیست واقعی، تشنه تحسین است و تهی از عشق. اما این فرد، عشق را تجربه کرده و آن را به خشم بدل ساخته. او نه به دنبال تحسین، بلکه به دنبال دفاع از خود در برابر دوباره عاشق شدن است.
 
همانندسازی با خشم:
فرد کمکم هویت خود را بر اساس خشم میسازد: «من کسی هستم که عصبانی میشود و زود میبُرَد». این همانندسازی باعث میشود خشم دیگر یک «حالت موقت» نباشد، بلکه «منِ واقعی» او شود. حتی در موقعیتهای بیخطری که نیازی به خشم نیست، ناخودآگاه آن را فعال میکند. خشم او به یک سبک شخصیتی پایدار بدل میگردد.
 
خشم ابزاری برای برقراری رابطه:
فرد یاد گرفته که تنها از راه خشم میتواند با دیگران ارتباط برقرار کند. مثلاً دعوا، تحقیر یا سردی را به عنوان زبان صمیمیت به کار میبرد. برای او رابطه آرام و عاشقانه ناآشنا و ترسناک است. بنابراین ناخودآگاه جنجال و تنش را به جای محبت به دیگران پیشکش میکند. این مکانیسم، او را در چرخهای نگه میدارد که دوباره طرد شود و دوباره خشمگین گردد.
 
عقب
بالا پایین