عمومی‌روانشناسی برای موفقیت باید نگرش خود را عوض کنیم!

برای موفقیت باید نگرش خود را عوض کنیم:

فروشنده کفش برای فروش کفش‌های فروشگاه‌شان به جزیره‌ای اعزام شدند.
فروشنده اول پس از ورود به جزیره با حیرت فهمید که هیچ‌کس کفش نمی‌پوشد. فورا خبری به دفتر فروشگاه در شیکاگو فرستاد و گفت:
فردا برمی‌گردم.
اینجا هیچ‌کس کفش نمی‌پوشد.
فروشنده دوم هم از دیدن همان واقعیت حیرت کرد. فورا این خبر را به دفتر فروشگاه خود فرستاد:
لطفا هزارجفت کفش بفرستید. اینجا همه کفش لازم دارند.

فرق بین مانع و فرصت چیست؟
نگرش ما نسبت آن.
 

دو فروشنده یخچال در قطب شمال​


شرکت تولید یخچال تصمیم گرفت بازار خود را گسترش دهد. دو تا از بهترین فروشندگانش را با بلیت یک‌طرفه به شمالی‌ترین منطقه مسکونی جهان فرستاد.

فروشنده اول بعد از یک هفته برگشت. در گزارشش نوشت:
«فاجعه محض! دمای هوا اغلب زیر صفر است. مردم اینجا به جای یخچال، غذا را در برف یا سرداب طبیعی نگهداری می‌کنند. حتی یک نفر هم به یخچال نیاز ندارد. بازار صفر است. مأموریت شکست خورد.»

فروشنده دوم اما سه ماه آنجا ماند و بعد تلگرافی زد:
«لطفاً ۵۰۰ دستگاه یخچال کوچک و ۱۰۰ دستگاه یخچال بزرگ بفرستید. مردم اینجا مشکل بزرگی دارند: غذایشان در بیرون یخ می‌زند و تبدیل به سنگ می‌شود! همچنین گوشت خامشان مدام توسط حیوانات قطبی خورده می‌شود. من یخچال را نه به عنوان «وسیله خنک‌کننده» که به عنوان «گرم‌کننده تدریجی مواد غذایی منجمد» و «محافظت از گوشت در برابر حیوانات» معرفی کردم. اینجا همه یخچال لازم دارند!»​
 

کفاش و کوهنورد​


در روستایی نزدیک آلپ، دو کفاش کارگاه کنار هم داشتند. روزی یک کوهنورد مجروح وارد کارگاه اولی شد و گفت: «کفش کوهنوردی‌ام پاره شده. اگر ندوزی، نمی‌توانم برگردم.»

کفاش اول نگاهی به کفش کوهنورد انداخت و گفت: «من کفش معمولی می‌دوزم. کفش کوهنوردی بلد نیستم. برو آن یکی.»

کفاش دوم اما نه تنها کفش را تعمیر کرد، بلکه از کوهنورد پرسید: «کفش کوهنوردی چه فرقی با کفش عادی دارد؟» کوهنورد یک ساعت برایش توضیح داد: قوزک محکم‌تر، زیره ضخیم‌تر، عایق رطوبت و سرما.

کفاش دوم دفترش را بست، رفت کوهنورد را تا بالای اولین قله همراهی کرد تا از نزدیک ببیند کفش روی برف و سنگ چه رفتاری دارد. بعد برگشت و شروع کرد به طراحی کفش مخصوص کوهستان. یک سال بعد تمام کوهنوردان منطقه از او کفش سفارش می‌دادند و کفاش اول کارگاهش را تعطیل کرد.​
 
عقب
بالا پایین